دنیای عاشقانه , دنیای عاشقان, امید, پیامک عاشقانه, نامه های عاشقانه , دست نوشته های عاشقانه,شعرکوتاه,شعر های عاشقانه, پست های عاشقانه,شعر و پست های کوتاه عاشقانه,کلیپ عاشقانه,انجمن عاشقانه,سایت عاشقانه ها , سریال عاشقانه ها,دپ هون,هون دپ, سیک هون,نود و هشتیا,لاو98,98 لاو,لاو اسکین,عاشق,عاشقانه,عشق من,شکست عشقی,پست عاشقانه,متن عاشقانه,عکس عاشقانه,uar,depheaven

قول داده بودیم

ما قول های زیادی به هم داده بودیم ،

مثلا قول داده بودی چشم هایت برای من باشد و

خنده هایت فقط دل من را به قنج بیاورد ،

من گونه های نرمم را برای تو کنار بگذارم ،

تو چالِ دیوانه کننده ات را برای من ،

من صدایم را که زیر لب شجریان می خواند و

تو صدای ظریفت که اسمم را ترانه می کند ،

من شانه هایم را برای تو و تو غرق شدن در موهایت را برای من ،

من بازوهایم را برای چرخاندنت زیر باران ،

تو دست هایت را برای بازی کردن روی صورت من ،

مثلا قول داده بودیم که طپش قلب تو شب ها لالایی من باشد و

شمردن نفس های من بازی تو برای خواب رفتن ،

قول داده بودی جمعه ها را دست به سیاه و سفید نزنی و

من روز را برایت رنگین کمان کنم ،

آوردن چای با من ،

گذاشتن موسیقی و بلند خواندن کتاب با تو ،

مثلا قول داده بودیم تو برای من باشی من برای تو ،

من تو را تا آخر دنیا دوست داشته باشم و تو من را ،

و من حالا نمی دانم که تو کجایی ،

چه می کنی ،

برای که هستی و به چه کسی قول می دهی 

و ما آدم ها چقدر بد قولیم .

۲۳ دی ۹۶ ، ۱۸:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

خودم میرم :)))

به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم توضیح دادن و توضیح خواستن نیستم...گفته بودم اهل پاورقی نیستم...گفته بودم اگر روزی برای اینکه به دیدنم بیایی این پا و آن پا کردی از راهِ نیامده برگرد...گفته بودم حالا که چشمان راز آلودت برملا شدند حالا که بی گدار به آب زدی مراقب باش بی هوا دستم را رها نکنی که در طوفان نبودن ات غرق شوم...

کمی قبل تر هم گفته بودم عشق را در سیمای بی سرخاب سفیدآب ات جستجو کردم...گفته بودم که تو مانند سایه ی شاخه ی درخت بید که باد روی دیوار تکانش می دهد...مانند ابری که شبانه چهره ی ماه را سایه روشن میکند...مانند بارانی که به پنجره ی قفل شده ی اتاق خواب میکوبد...مانند تمام این هایی، همان قدر واقعی همان اندازه دست نیافتنی...

گفته بودم احساس چشمانم به برجستگی اندام ات، احساس آغوشم به گرمای تن ات، احساس لب هایم در هنگام برخورد به موهای روی پیشانی ات ارضای کاذب نیست...

تو را برای دو کلام حرف ناحساب میخواستم برای پرسه های بی مقصد برای اینکه بنشینی آنسوی زیلویی که رو به دریا پهن کرده ایم تا باد دفترِ شعرم را به آب نبرد...

حالا تقلا میکنی برای فاصله گرفتن...حالا مانند دروغگویی زبردست طرز نگاهت را انکار میکنی...آرام تر جانم...از نفس افتادی...خودم میروم بدون هیچ حرفی بدون هیچ سوالی...

میروم اما به تو گفته بودم تمام این ها را...

که ای کاش نمیگفتم که ای کاش نمی دانستی که ای کاش هیچ گاه نمیدیدم ات...که بزرگترین ای کاش زندگی ام نشوی!

۲۳ دی ۹۶ ، ۱۵:۱۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

خاطره ها

خاطره ها را 

نمی شود که گلچین کرد

هر کدامشان که دلش خواست 

سرش را می اندازد پایین و می آید به خانه و می رود توی اتاق و دراز می کشد روی تخت و منتظر می ماند خوابم بیاید

خوابم بیاید و بروم و دراز به دراز خاطره ای که منتظر من است 

بخوابم 

خاطره ها را  نمی شود که گلچین کرد

هر کدامشان که دلش خواست

می آید و مرورم می کند 

آنقدر مرورم می کند که خوابم بپرد

آنقدر که گاهی به سرم میزند سرشان را بگذارم لب باغچه و گوش تا گوش ببرم

می ترسم اما

می ترسم  خونشان بیفتد به گردنم

می ترسم یک لکه خون بپاشد روی آستینم 

می ترسم 

باقی آنها به خون خواهی  آن یکی  که کشته ام 

دارم بزنند و هر شب 

خاطره ی پاهایم که تکان تکان می خورد بالای دار 

خوابهای مادرم را

آشفته کند...

۲۳ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
جمعه, ۲۲ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۳۳ ق.ظ نویسنده ی عشق
غصه هاتون رو فراموش کنید !!!

غصه هاتون رو فراموش کنید !!!

براى اینکه یه زخم خوب بشه ، باید دیگه بهش دست نزنى.


پ‌ن : درد و غصه هاتون رو هى دوره نکنید براى خودتون !

۲۲ دی ۹۶ ، ۰۶:۳۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

مُسَکن

با خاطراتِ زیادى زندگى مى‌کنیم که اگر به خودشان بود، تا حالا هزار بار از خاطرمان رفته بودند.. اما ما نگه‌شان مى‌داریم؛ مُدام مرورشان مى‌کنیم.
همان یک لحظه‌ى کوچک که روزى قلبمان را به نفس‌نفس انداخته. همان خاطره‌هاى ناچیزِ دوست‌داشتنى که مسکنِ زخمهاى روزمرگى‌اند.
۲۲ دی ۹۶ ، ۰۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

کاش می شد مُرد

‏کاش میشد

‏برای ساعتی مُرد

‏آن وقت است

‏که میفهمی

‏چه کسی

‏از نبودنت دق می‌کند

‏و چه کسی ذوق

‏دلم

‏ساعتی مُردن می‌خواهد‏

۲۲ دی ۹۶ ، ۰۰:۳۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ق.ظ نویسنده ی عشق
او رفت

او رفت


۲۱ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بی تو هم میشود زندگی کرد :)

نگران من نباش...

همه چیز روبه راه است...

و من فهمیده ام بدون تو هم میشود زندگی کرد...

حسابی جایت خالیست که ببینی

دختر احساساتی و عاشق پیشه ی آن روزها مردی شده برای خودش!

که هر روز صبح با عجله فقط دست و رویش را می شوید و سالهاست نه چشم هایش سیاه تر می شود و نه لبهایش سرخ تر...

که هر روز دردهایش را حل می کند توی لیوان چای تلخش و همه را یکجا با هم سر می کشد و اتفاقا هر روز لعنت می کند داغی را که به دلش مانده...

حسابی جایت خالیست که ببینی دختر وسواسی دیروز چطور این روزها در عرض 1/5 دقیقه حاضر و اماده،کفش پوشیده و نپوشیده،خودش را پرت می کند پشت فرمان و مثل یک مرد به چراغ قرمز ناسزا می گوید...

نگران من نباش، دختر خیال باف آنروزها،

مردی شده برای خودش که هر روز بار یک زندگی یک نفره را روی شانه هایش می گذارد و این ور و آن ور می رود...

مردی شده برای خودش که گاهی حس مادرانه ی در نطفه خفه شده اش دستش را می گیرد و می برد جلوی مغازه های لباس بچگانه و هردو دلشان قنج می رود برای کودکی که نیست...

جایت خالی!

دختر مرتب آنروزها،هرشب،خسته و کوفته،دلخوشی هایش را با جورابهایش گلوله می کند و پرت می کند وسط رخت چرکها...

و شام خورده و نخورده،روی کاناپه خوابش میبرد که فردا صبح چای تلخش را سربکشد و بزند بیرون...

نگران من نباش اصلا!

همان موقعی که رفتی زنانگی هایم را جمع کردم و مچاله و چروک چپاندم توی چمدان و انداختم گوشه ی انباری...

خیالت راحت ِراحت!

عوض شدم...

پوست انداختم 

و سالهاست خودم با دستهای خودم پوست کلفتم را نوازش می کنم...

۲۰ دی ۹۶ ، ۱۲:۲۵ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بیا جانا

بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن

اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن


مولانای جان

۲۰ دی ۹۶ ، ۱۱:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

تُ میدانی

تُ میدانی که من بی تو نخواهم زندگانی !!
۱۸ دی ۹۶ ، ۱۵:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بازم دوسش داری

قشنگی عشق اونجاست که بارها و بارها دلتو میشکنه پا میذاره روی دلت

ولی تو با همون قلب تیکه تیکه ت بازم دوسش داری


۱۸ دی ۹۶ ، ۱۲:۲۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

دلبرم

دلبرم !
اگر روزی آمدی لبخند بزن ؛ چیز دیگری احتیاج نیست برای این روزها
۱۸ دی ۹۶ ، ۱۲:۲۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بااران


باران....
نام دخترک گمشده ایست
که به شوق پنجره
از دریا گریخته
و به هر دری میزند
تا معشوقه اش را در آغوش گیرد
راهی نمیابد
در شهر سرگردان میشود
هوا را آشفته میکند، شخص عاشق را بی قرار!
و تمام آن هایی که بدون چتر پا به پای باران قدم میزنند
به شوق آغوشی...
در پی گمگشته خویش، آواره اند
هنوز هم هیچ ابری
راز جدایی باران را از دریا فاش نکرده...
و تو چه میدانی
صدای شوریده امواج
ناله هایی ست که در فراق باران سر داده....
از بی قراری، خودش را به صخره میکوبد
تا سرانجام در ساحل آرام بگیرد
اگر غیر از این است
یک نفر دلیل بی تابی شهر را هنگام پرسه ی باران در مه بگوید!
ای وای....
نکند ابر در این میان دلبسته ی باران شده...؟
نکند دلش خون است
امابرای هم صحبتی با عشق پنهان شده اش
پای حرفهای باران مینشیند
وقتی از گذشته اش با دریا میگوید و دلبری اش برای پنجره.
چه رسم ناخوشایندی...
عشق دومینو وار زمین به آسمان هم سرایت کرده
شاعر را اینگونه نگاه نکن، دیوانه نیست...
فلسفه میبافد...
که حال خراب زمین را هنگام باران توجیه کند!
آخر هواشناس قصه
از آسمان شنیده که باران راهی زمین شده
پنجره از صبح منتظر است، اما خبری نیست
اگر امشب نیامد
حتم دارم ابر معطل اش کرده ...
چه میدانم...؟
شاید دست از شانه کشیدن موهایش بر نمیدارد..
۱۶ دی ۹۶ ، ۱۹:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

انزوا


‏به خودت میای میبنی تو انزوا غرق شدی و دیگه نمیتونی بیرون بیای، اوایل هرازگاهی دوستانی میان حالتو میپرسن و میخوان از این وضعیت درت بیارن، اما کم کم اونارو هم خسته و کلافه میکنی و تنهاییتو بغل میکنی


۱۶ دی ۹۶ ، ۱۲:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بازنشر

کلیک

۱۰ دی ۹۶ ، ۱۸:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

فروغی بسطامی

چون

به لبش می رسی

جان بده و 

دم مزن...

۰۹ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده پای ثابتم


محسن ابراهیم زاده پای ثابتم


۰۹ دی ۹۶ ، ۱۹:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بوی ابدیت

در رابطه هایتان همیشه مهربان باشید.!

اما نه آنقدر که دل زده کنید طرفتان را.

کینه ای نباشید.

 مطمئن باشید بدی بیشتر دل میزندو خیلی از ماندنی ها را رفتنی کرده است.!

خوب باشید همیشه...

آن کسی که ماندنش "بویِ ابدیت" بدهد میماند.

و کسی که بخواهد برود بخندی میگوید خندید و رفت نخندی هم میگوید بداخلاق بود و ترکتان میکند.

 بالاخره بهانه جور میشود...

آن که بخواهد بماند برای اخم هایتان هم قربان صدقِتان میرود...!

حتی شده از عمد عصبانیِتان میکند برای همان یک لحظه اخمتان.!

"ماندنی" راهش را پیدا میکند و در شیر برنج گوشت پیدا میکند!

"رفتنی" بهانه اش را پیدا میکند و از کاه کوه میسازد.!

به همین سادگی...

۰۸ دی ۹۶ ، ۰۵:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

لطفا دوستم داشته باش :)

من نمیتونم مجبورت کنم دوستم داشته باشی 

من حتی خودمم نمیتونم مجبور کنم دوست نداشته باشم

۰۸ دی ۹۶ ، ۰۵:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

برام مهم نیست :)

برام مهم نیست، برام مهم نیست، برام مهم نیست، برام مهم نیست، برام مهم نیست، برام مهم نیست [برایش خیلی مهم است] 

۰۸ دی ۹۶ ، ۰۳:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق