دنیای عاشقانه , دنیای عاشقان, امید, پیامک عاشقانه, نامه های عاشقانه , دست نوشته های عاشقانه,شعرکوتاه,شعر های عاشقانه, پست های عاشقانه,شعر و پست های کوتاه عاشقانه,کلیپ عاشقانه,انجمن عاشقانه,سایت عاشقانه ها , سریال عاشقانه ها,دپ هون,هون دپ, سیک هون,نود و هشتیا,لاو98,98 لاو,لاو اسکین,عاشق,عاشقانه,عشق من,شکست عشقی,پست عاشقانه,متن عاشقانه,عکس عاشقانه,uar,depheaven

۳۸ مطلب با موضوع «پست های ویژه» ثبت شده است

شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۵۲ ق.ظ نویسنده ی عشق
هر روز عاشق یک نفر می شوم!!!

هر روز عاشق یک نفر می شوم!!!

سال سن دارم و مشکلی دارم این است که هر روز به یک نفر علاقه مند می شوم و خودم هم از این قضیه ناراحت هستم. ولی نمی دانم چه کنم.

سوال کاربر :

دختری  22 ساله هستم. مشکلم  این است که  هر  روز  به  یک  نفر  علاقه مند می شوم. دست  خودم  هم  نیست. لطفا  راهنمایی ام  کنید.

 

پاسخ کارشناس :

مخاطب گرامی! احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از نیاز های مهم هر فردی است که با سن بلوغ آغاز می شود و تا هنگام مرگ ادامه دارد.

تا الان علاقه واقعی را درک نکرده اید

در کتاب « ازدواج بدون شکست » بیان شده است که ما انسان ها 5 نوع نیاز داریم : نیاز به محبت، نیاز به بقا، نیاز به آزادی، نیاز به قدرت و نیاز به تفریح. این 5 نیاز در هر فرد شدت و اولویت خاص خود را دارد؛ برای مثال برای شما دوست گرامی با توجه به مشکلی که مطرح کرده اید نیاز درجه اول شما نیاز به محبت است چرا که به گفته خودتان هر روز به یک نفر علاقه مند می شوید و همین جا من به شما می گویم شما هیچ وقت به فردی علاقه واقعی نداشته اید و احساسی که شما تجربه کرده اید، فقط یک احساس عطش شدید برای دوست داشتن و دوست داشته شدن است.

 

راهکار های خروج شما از سردرگمی

مخاطب عزیز! هر کار و ارتباطی دارای هدفی است. هدف از ارتباط با جنس مخالف هم ازدواج است. من به شما توصیه می کنم برای ازدواج خود معیار و سنجش هایی قرار دهید تا بدانید که چگونه و چه شخصی را انتخاب کنید تا از این سردرگمی (علاقه مند شدن به افراد مختلف) نجات یابید.

در ادامه به چند معیار اشاره می شود. به طور خلاصه ملاک های ازدواج که باید در نظر گرفته شود عبارت است از :

ایمان و دینداری :  پایبندی به ارزش های دینی بدون شک یکی از عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی است.

اصالت خانوادگی :  شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی فرهنگی خانواده همسر آینده در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر در زندگی زناشویی نقش اساسی ایفا می کند. این مسئله باعث می شود بتوانید سازگاری بهتری با همدیگر پیدا کنید.

سن :  تناسب سنی بین زن و مرد، تشابه نیاز ها و علایق، توقعات و انتظارات را تا حدودی به دنبال دارد. کارشناسان خانواده، حدود 2 تا 6 سال اختلاف سن بین زن و مرد را توصیه می کنند.

تحصیلات :تشابه تحصیلی نیز در ایجاد تفاهم بین زن و مرد عامل مهمی است. کسب علم و دانش به خودی خود یک مزیت و ارزش است و در رشد و تعالی فکری افراد نقش بسزایی دارد.

وضعیت اجتماعی - اقتصادی خانواده :  تشابه خانواده های دختر و پسر از نظر وضعیت اجتماعی و اقتصادی یک اصل مهم در ایجاد تفاهم های بعدی بین زن و مرد است. به این ترتیب هیچ فردی نسبت به دیگری احساس برتری نمی کند و پذیرش بهتری نسبت به همدیگر خواهند داشت.

زمینه های فرهنگی :  ارزش های فردی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک، حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می تواند زمینه های همدلی بیشتری را بین آن دو پدید آورد. به همین دلیل شناخت زن و مرد از یکدیگر در زمینه های فرهنگی از اهمیت بسیاری برخوردار است.
فراموش نکنید هیچ فردی بی عیب نیست

نکته ای که یادآوری آن در این بخش ضروری به نظر می رسد، این است که ملاک های مذکور هیچ یک به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت در زندگی زناشویی باشد. افراد باید مجموعه عوامل گوناگون موثر بر انتخاب خود را اولویت بندی کنند و با این اعتقاد که هیچ فردی کامل نیست، به نوعی مصالحه دست بزنند.

 

برچسب ها : jomalat asheghane ba aks 93 , jomalat asheghane ba tasvir 93 , jomalat asheghane hamrah ba aks 93 , jomle asheghane ba aks 93 , اس ام اس عاشقانه با عکس , اس ام اس عاشقانه همراه با عکس عاشقانه 93 , استاتوس با عکس عاشقانه 93 , استاتوس عاشقانه همراه با عکس مرداد 93 , استاتوس های قشنگ عاشقانه با عکس , پیامک عاشقانه همراه با عکس مرداد 93 , تصاویر عاشقانه , تصاویر عاشقانه 93 , تصاویر عاشقانه با متن عاشقانه مرداد 93 , تصاویر عاشقانه مرداد 93 , جدیدترین جملات عاشقانه با عکس مرداد 93 , جدیدترین جملات عاشقانه همراه با عکس , جملات جدید عاشقانه با همراه عکس مرداد ماه 93 , جملات جدید عاشقانه همراه با عکس مرداد ماه 93 , جملات جذاب عاشقانه , جملات زیبا با عکس , جملات عاشقانه با تصویر 93 , جملات عاشقانه با عکس 93 , جملات عاشقانه تصویری مرداد 93 , جملات عاشقانه فوق العاده زیبا همراه با عکس تیر 93 , جملات عاشقانه همراه با تصویر مرداد 93 , جملات عاشقانه همراه با عکس مرداد 93 , جملات فیسبوکی , جملات کوتاه با عکس , جملک عاشقانه همراه با عکس , جمله های عاشقانه با عکس 93 , حرف های عاشقانه با عکس , دلنوشته عاشقانه با عکس , سایت کفشدوزک , عکس عاشقانه با جمله های زیبا , عکس عاشقانه با متن , عکس عاشقانه مرداد 93 , عکس متن دار 93 , عکس های خیلی عاشقانه , عکس های عاشقانه 93 , عکس های فوق العاده عاشقانه 93 , عکس همراه با متن عاشقانه , متن با عکس عاشقانه زیبا , متن با عکس عاشقانه مرداد 93 , متن زیبا عکس دار مرداد 93 , متن عاشقانه با عکس , متن عاشقانه با عکس 93 , متن عکسدار 93 , مطالب جذاب عاشقانه , مطالب عاشقانه با تصویر 93 , مطالب عاشقانه با عکس , مطالب عاشقانه با عکس مرداد 93 , مطالب عاشقانه همراه با عکس مرداد 93 , مطلب عاشقانه با عکس , مطلب عاشقانه همراه با عکس 2014

۲۰ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۵۲ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ق.ظ نویسنده ی عشق
همسرتان را دیوانه خود کنید!!!

همسرتان را دیوانه خود کنید!!!


عشق و محبت و علاقه داشتن به همسر یکی از نکات مهم برای داشتن یک زندگی عاشقانه و آرام است. برای اینکه روز به روز علاقه همسرتان را به خود بیشتر کنید از روش های زیر استفاده کنید.

همسرتان را عاشق خود کنید

خودتان را تغییر دهید

جنگ و دعوا دارید

اگر با هم جنگ و دعوا دارید، به این معنی نیست که زمان جدیدی فرا رسیده است. تحقیقات نشان می‌دهد، زوج‌هایی که اصلا با هم درگیری و نزاع ندارند، از اینکه با یکدیگر رودررو شوند، گریزانند. آنهایی که به هیچ‌وجه دعوا نمی‌کنند، بیشتر در معرض خطر طلاق هستند. عکس آن نیز صادق است. ناسازگاری‌ها و اختلافات بیش از اندازه نیز به همین اندازه به پیکره خانواده آسیب می‌رسانند و جدایی، طلاق و برخی عواقب تلخ را در پی دارند.

 

هرگز با عصبانیت به رختخواب نروید

تمام روز را فرصت دارید به حل مشکلات و اختلافات خود بپردازید. چه با همسرتان مخالف باشید چه موافق، چه قهر، چه آشتی، در هر حالتی سعی کنید با ورود به رختخواب عصبانیت‌تان فروکش کند. این زمان از شبانه‌روز و این بخش خانه، فقط برای به دست آوردن آرامش و خستگی در کردن است.

 

لحظاتی را فقط به خودتان و لذت بردن از یک کار سرگرم‌کننده اختصاص دهید

بدون حس استقلال و آزادی عمل، هر یک از زوج‌ها احساس خواهد کرد که در یک دام گیر افتاده است. علاقه‌های شخصی خود را دنبال و سعی کنید کارهایی را بیابید که انجام‌شان برای‌تان لذت‌بخش است. مسلما هر کسی با انجام یک کار سرگرم کننده می‌تواند لحظاتی را برای خودش خوش باشد. این سرگرمی‌ها با رعایت چارچوب قوانین خانواده، هیچ آسیبی به شما و همسرتان نمی‌زنند.

 

اگر به نظرتان زندگی مشترک دیگر جاذبه‌ای برایتان ندارد، خودتان مقصر هستید

برخی افراد بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترک‌شان، وقتی که همه‌چیز برای‌شان عادی می‌شود، احساس می‌کنند شروع رابطه‌شان از ابتدا هم اشتباه بوده است و باید رابطه جدیدی را شروع کنند؛ در صورتی که روابط قدیمی‌تر در میان زوج‌ها نشان می‌دهد با گذشت زمان شاید برخی جرقه‌ها خاموش شوند، ولی پایه‌های اعتماد و همکاری در بین آنها بسیار قوی‌تر و محکم‌تر شده و همین اعتماد و تعهد موجب بزرگ‌تر شدن عشق میان آنها می‌شود. پس برای تداوم زندگی مشترک نیازی به جرقه‌های تازه نیست؛ عشق دیرینه، آتشی گرمابخش و دلچسب و تاثیرش از هر جرقه‌ای بیشتر است.

 

سعی کنید سرگرم‌ کننده و شوخ‌ طبع باشید

زندگی در عصر جدید، بدون استرس و تنش امکان پذیر نیست؛ اما به هر حال باید سعی کنید هر طور که شده روح شوخ‌ طبعی را در زندگی خود زنده نگه دارید. زن و مردی که بتوانند با هم به یک موضوع بخندند، معمولا توانایی انجام کارهای سرگرم کننده دیگر را نیز پیدا می‌کنند.

 

در دسترس او باشید

برای یکدیگر وقت بگذارید. برای صحبت کردن با هم، قدم زدن در کنار هم و یا کارهای دیگر وقت صرف کنید.

 

بعضی چیزها را به گذر زمان بسپارید

وقتی با هم اختلاف دارید، بهتر است آن را رها کنید و اجازه دهید روزگار خودش آن را حل کند. عصبانی شدن فایده‌ای ندارد. مشاجره و اختلاف در هر خانواده‌ای وجود دارد و وجود اختلاف به معنی عدم موفقیت در روابط نیست. اما طریقه برخورد شما بسیار مهم است. استرس را وارد رابطه خود نکنید و مسائل کوچک را فراموش کنید. مسائل بزرگ را هم به دست زمان بسپارید.

 

به همسرتان توجه کنید

مستقیم به چشم‌های او نگاه کنید

وقتی که مستقیم به چشم‌های همسر خود خیره می‌شوید، می‌توانید خیلی راحت توجه او را به خود جلب کنید. خودتان را برای همسرتان آراسته و مرتب کنید. زنان دوست دارند همیشه همسر خود را با سر و وضع مرتب و آراسته ببینند. آنها می‌خواهند همسرشان هم تمیز و مرتب باشد و هم بوی خوش بدهد. لزوما نباید همیشه بسیار تمیز و اصلاح کرده باشید، بلکه شانه زدن موها، شستن دست و صورت و استفاده از لباس‌های تمیز و مرتب آنها را راضی می‌کند.

 

وقتی با همسرتان هستید تمام توجه خود را به او معطوف کنید

این روزها کمتر کسی به نوشتن کلمات و جملات محبت‌آمیز روی یک تکه کارت یا کاغذ توجه می‌کند. اغلب مردم ترجیح می‌دهند که علاقه خود را به همسرشان یا در حضور او و یا به صورت تلفنی ابراز کنند؛ ولی گاهی اوقات تاثیر کاغذی که روی آن نوشته‌اید دوستش دارید، بیشتر است.
وقتی علاقه خود را به صورت حضوری و رودررو و در یک زمان مشخص، مثل سالگرد ازدواج، روز تولدش و یا هر مناسبت دیگر به همسرتان نشان می‌دهید، دقت داشته باشید که تمام توجه خود را به او معطوف کنید. بهتر است در چنین اوقاتی تلفن همراه خود را خاموش کنید. او هرگز دوست ندارد وقتی که در کنارش هستید، توجه‌تان را با کس دیگری قسمت کنید.

 

بهتر است از او یک سوال بپرسید

تمام زنان دوست دارند که درباره خودشان حرف بزنند. آنها در این زمینه بسیار خبره هستند. با پرسیدن یک سوال راجع به خودش می‌توانید از یک مکالمه پر محبت با او لذت ببرید. می‌توانید از چیزهایی که دوست دارد، شروع کنید و هر بار که جمله‌ای می‌گویید و یا حرفی از دهان او خارج می‌شود، طوری نگاهش کنید که نشان دهد به شنیدن حرف‌هایش و صحبت کردن با او علاقه‌مند هستید.

 

به همسرتان محبت کنید

از او به نحوی که دوست دارد، تعریف کنید

گفتن جملاتی مثل «چقدر در این لباس زیبا و جذاب شده‌ای!» به او ثابت می‌کند که به اندازه کافی به او توجه دارید و او هنوز هم در نظر شما بسیار خوب جلوه می‌کند. این گونه تعاریف و جملات محبت او را به شما دوچندان می‌کند.

 

هرگز از همسرتان جدا نخوابید

حقیقت دارد که زوج‌ها وقتی در کنار هم هستند، راحت‌تر به خواب می‌روند. بنابراین تحت هیچ شرایطی، حتی اگر با هم در حالت قهر هم بودید، جدا از همسرتان نخوابید.
یکی از چیزهایی که زوج‌ها در رابطه‌شان نیاز دارند، حمایت است. آنها نیاز به همسری پشتیبان دارند؛ بنابراین ببینید همسرتان به چه کمک و پشتیبانی نیاز دارد و همان را به او عرضه کنید.

 

به مسائل زناشویی خود بیشتر اهمیت دهید

مسائل زناشویی باعث خوشحال شدن و آرامش خودتان و همسرتان می‌شود.

 

اهمیت دادن به این مساله به دلایل بسیاری لازم است

حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید «دوستت دارم!» همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد. صادقانه گفتن این جمله او را از این رو به آن رو می‌کند.

 

سلام و خداحافظی گرمی داشته باشید

این کار معجزه می‌کند و تمام کدورت‌ها و ناراحتی‌هایی را که شاید پیش آمده باشد، از بین می‌برد. مطمئن باشید اگر هر روز این کار را بکنید، برای‌تان عادی و تکراری نمی‌شود.

 

با او مهربان باشید

رفتارها و اعمال بسیار کوچک شما نشان می‌دهند که چقدر به همسرتان فکر می‌کنید. رفتارهای کوچک محبت آمیز تاثیر بزرگ‌تری روی خوشبختی شما در زندگی‌تان خواهند داشت.

 

عشق‌تان را هر روز بیشتر کنید

خود را آنقدر مشغول کار و زندگی نکنید که دیگر وقتی برای یکدیگر نداشته باشید. از هر موقعیت کوچکی استفاده کنید تا پرشورتر و پرحرارت‌تر از قبل همسرتان را دوست بدارید.

 

به همسرتان احترام بگذارید

با او با نزاکت رفتار کنید

زنان همواره از نمایش‌هایی که حالت تعارف دارند، لذت می‌برند. به او در پوشیدن کت و پالتویش کمک کنید. رفتارهای مودبانه که زوج‌ها معمولا بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترکشان دیگر به آنها اهمیتی نمی‌دهند، همواره برای زنان دلچسب و خواستنی است. از این راه می‌توانید عشق و محبت او را بیشتر جلب کنید.

 

با دوستان او رفتار اجتماعی داشته باشید

زنان معمولا مردانی را دوست دارند که اجتماعی، جذاب و دوست‌داشتنی هستند؛ یعنی کسانی که علاوه بر خودشان، دوستان و خانواده‌شان نیز آنها را تائید کند. بنابراین به هنگام حرف زدن با نزدیکان و دوستان همسرتان، بسیار مودبانه و اجتماعی برخورد کنید. اگر آنها را تحت تاثیر قرار دهید، همسرتان نیز تحت تاثیر شما قرار می‌گیرد.

 

در را برایش باز کنید

این نوع رفتار را تقریبا تمام خانم‌ها دوست دارند. وقتی که در را برایش باز می‌کنید وقتی که اجازه می‌دهید همیشه او جلوتر از شما وارد جایی شود، او بیش از پیش در درون خود به شما افتخار می‌کند.

 

نظریات او را جویا شوید

با این کار به او ثابت می‌کنید که چقدر برای نظریاتش ارزش قائل هستید. لازم نیست طوری رفتار کنید که هیچ چیز نمی‌دانید و فردی ناآگاه هستید؛ بلکه با احترام نظر او را بپرسید و بعد شروع به ارزیابی و مقایسه نظر خود با نظر او کنید.

 

با او صادق باشید

شاید در مورد ازدواج صداقت بهترین سیاست نباشد. قرار نیست، جزئی‌ترین نکات مربوط به گذشته خود را با همسرتان در میان بگذارید. کافی است با همسرتان مودب باشید؛ به او توجه کنید و به احساساتش احترام بگذارید؛ این یعنی صداقت داشتن با او. هیچ لزومی ندارد گذشته خود و او را کنکاش کنید.

 

با احترام با یکدیگر صحبت کنید

غالبا این‌گونه صحبت کردن با یکدیگر در سال‌های نخست ازدواج و دوران نامزدی شایع است و بعد از گذشت مدتی، کلمات مودبانه و محبت آمیز کم‌کم از بین می‌روند. به یاد داشته باشید که همسرتان نزدیک‌ترین فرد به شماست و باید بیشتر از همه او را عزیز بدارید و با احترام با او برخورد کنید.

 

از یکدیگر حمایت کنید

هرگز بدون همسرتان به مسافرت نروید

وقتی می‌خواهید از مرخصی‌های خود استفاده کنید، مسلما به اولین چیزی که فکر می‌کنید، رفتن به مسافرت ولو یک گردش کوچک خارج از شهر است. خیلی طبیعی است بخواهید از اوقات فراغت خود لذت ببرید؛ اما فراموش نکنید که شما با همسرتان پیمان بسته‌اید همیشه و در همه حال، در خوشی و ناخوشی با هم باشید. همسرتان همه چیز شماست و شما همه چیز او و درست نیست بدون حضور او بخواهید با دیگران خوش بگذارنید.

 

به فرزندان خود اهمیت بیشتری دهید

رابطه شما و همسرتان با آنکه حریم بسیار خصوصی شماست، ولی به شدت روی فرزندان‌تان اثر می‌گذارد. هر چه این رابطه بهتر باشد، نه فقط برای خودتان، بلکه برای فرزندان‌تان نیز بهتر خواهد بود؛ زیرا آنها شما را در موقعیتی می‌بینند که مسوول تامین امنیت و ثبات خانواده هستید. رابطه دوستانه شما با همسرتان، امنیت و احترام بیشتری را به خانواده‌تان هدیه می‌کند.

 

مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید

می‌توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصاب‌تان را به هم بریزد و اذیت‌تان کند. می‌توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. اگر همسرتان عادت بدی دارد، بهتر است زیاد به آن توجه نکنید و در عوض به این فکر کنید که همسرتان گاهی اوقات چه کارهای فوق‌العاده‌ای برای شما انجام می‌دهد. به جای آنکه کارهای همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما شود، به چیزهای مثبت او فکر کنید.

 

هیچ‌وقت از اسرار و ضعف‌های همسرتان علیه او استفاده نکنید

برخی موارد پیش پا افتاده ممکن است در نظر همسرتان بسیار بااهمیت باشند و شما باید آنها را تشخیص دهید. به هنگام اختلاف و درگیری با همسرتان آن مسائل را به رخ او نکشید. کاری نکنید که رابطه‌تان سردتر شود.

 

با هم و در کنار هم تغییر و رشد کنید

رابطه عشقی شما یک موجود زنده است که برای رشد و پیشرفت نیاز به غذا دارد. بهترین راه برای تغذیه آن، ایجاد تغییر در رابطه است. تجربه نشان داده که یکی از مهم‌ترین عناصر در خوشبختی زوج‌ها همین تغییر است.

 

مراقبت و حمایت خود را از همسرتان کم نکنید

یکی از چیزهایی که زوج‌ها در رابطه‌شان نیاز دارند، حمایت است. آنها نیاز به همسری پشتیبان دارند؛ بنابراین ببینید همسرتان به چه کمک و پشتیبانی نیاز دارد و همان را به او عرضه کنید.

 

۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۳۵ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۵۴ ق.ظ نویسنده ی عشق
6 کتاب باموضوع عشق که حتما باید بخوانید

6 کتاب باموضوع عشق که حتما باید بخوانید


قصد داریم به معرفی 6 کتاب عاشقانه بپردازیم که مطمئنا از خواندن این کتاب های عشقی لذت خواهید برد.

عاشقانه ترین کتاب های دنیا

علیرغم چیزهایی که خیلی ها می گویند بیشتر کارهایی که مردم انجام می دهند به نام عشق است. زیرا عشق می تواند دنیا را زیر و رو کند، روی همه تاثیر بگذارد و حتی سرنوشت انسان را تغییر دهد.

در سرتاسر دنیا، افغانستان، ایتالیا، آلمان و آرژانتین زنانی هستند که تشخیص دادند بدون عشق نمی توانند به زندگی ادامه دهند. اکنون هر کدام از آن ها قطره ای در اقیانوس تغییرات هستند و برای هر چیزی آمادگی دارند.
کتاب هایی که امروز معرفی می کنم بازگو کننده داستان عشق به مثابه نیروی پیشران می باشند.

هزار خورشید تابان اثر خالد حسینی

عشق، حسی است شگفت انگیز، نهفته در بطن روح و رازی ممنوع که در انتظار شکوفایی است. این کتاب درباره عشق و جنگ است. درباره فداکاری ها و ازخودگذشتگی ها و درباره قدرت زن. این کتاب با تمام جدیت به ما امید می دهد. این امید که همه خوب هستند، شخصیت ها، خوانندگان و همه ما.


تنهایی اعداد اولیه اثر پائولو جوردانو

روزی روزگاری پسری منزوی و دختری تنها زندگی می کردند که از بی اشتهایی رنج می بردند. این دو زندگی خود را داشتند تا این که همدیگر را ملاقات کردند. آن دو به ناگهان دریافتند که تهدیدی قوی آن ها را درگیر می کند. عقیده پسر این بود که آن ها اعداد اولیه هستند، تنها و گمشده، آن ها می توانند در کنار یکدیگر باشند اما حقیقتا نمی توانند یکدیگر را لمس کنند.


عشق سال های وبا اثر گابریل گارسیا مارکز

آیا امکان دارد فردی که در دوره جوانی عاشق شده است آن عشق را برای همیشه با خود حمل کند و راهنمای تمام کارهایش قرار دهد؟ بله امکان دارد. سال ها می گذرد، مرزها تغییر می کنند اما هنوز این عشق پایدار است. زیرا هیچ چیزی سخت تر و در عین حال راحت تر از عشق وجود ندارد.


خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ

این کتاب تنها درباره عشق نیست بلکه درباره دوستی، درک متقابل و انتخاب نیز می باشد. آشوب و انقلاب، ایتالیا را در بر می گیرد و زندگی با عشق بسیار سخت و مشکل می شود. در این دوران پرآشوب عشق از طرفی قدرت می دهد و از طرف دیگر محدودیت ایجاد می کند. این کتاب سرشار از روشنایی و تلخی رویاهای تحقق نیافته است. در میان صفحات این کتاب حسی قابل تشخیص نهفته است که خوانندگان خود را به اشک وا می دارد.


بیمار انگلیسی اثر مایکل اونداتیه

جنگ به پایان رسیده است و زنی به همراه کودکانش در یک ویلای نیمه مخروبه زندگی می کنند. او از یک مرد انگلیسی سوخته نگهداری می کند تا سلامتش را به او بازگرداند. مرد انگلیسی اتفاقات زندگی اش و عشقی که روزی جان او را نجات می دهد را برای او بازگو می کند.


حس یک پایان اثر جولیان بارنز

وقتی عمر زیادی را پشت سر گذرانده باشی یادآوری گذشته بسیار لذت بخش می شود. تونی وبستر از آرامش لذت می برد و قسمتهای مختلفی از زندگی را به خاطر می آورد. ناگهان نامه ای دریافت می کند که تمام آرامش او را برهم می زند. صفحه ای در کتاب زندگی او بود که دلش می خواست آن را پاره کند و دور بریزد. او همین کار را کرد. گذشته، فراموش نشدنی و بی رحم است و زمان آن رسیده است که این صفحات را بار دیگر باز کنیم.
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۵۴ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ق.ظ نویسنده ی عشق
5 زبان عشق در دنیای متاهلی!!

5 زبان عشق در دنیای متاهلی!!



گرم کردن زندگی متاهلی یک سری قوانینی دارد که زوج های جوان باید بدانند. شما هم اگر می خواهید یک زندگی متاهلی سرشار از عشق داشته باشید پیشنهاد می کنیم زبان عشق را یاد بگیرید.

زبان عشق را در دنیای متاهلی یاد بگیرید

زبان اول عشق : کلام تاییدآمیز

کلام تاییدآمیز شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش موی قشنگی! چه دست پخت خوبی! از این که بچه را خوب نگه داشتی ممنون، واقعا متشکرم آشغال ها را بردی و ... .
 اگر زن و شوهر مرتب چنین گفته هایی را از هم بشنوند، فضای عاطفی بینشان بهتر می شود.
واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم، به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلا کاری کنیم.

 

زبان دوم عشق : وقت گذاشتن برای یکدیگر

دوتایی با هم صحبت کردن، قدم زدن گاه گاهی، به هم توجه کردن نه این که روی دو مبل بنشینید و به تلویزیون نگاه کنید یا در حالی که با گوشی تلفن همراه در دنیای مجازی هستید، بگویید و بشنوید. در واقع وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و در ضمن آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن او، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، ابروان گره خورده،  لرزش صورت و  ... .

 

زبان سوم عشق : دریافت هدایا

هدایا از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می توانید هدیه دهنده حرفه ای شوید و در واقع یکی از آسان ترین زبان های عشق برای یادگیری است. یکی از این هدایا حضور فیزیکی شما در موقعیت های خاص است، مثل بودن شما در زمان های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان، رفتن به سفر یا در لحظات خوشی و ناخوشی. در برخی افراد شاخه گلی کفایت می کند. این موضوع با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.

 

زبان چهارم عشق : خدمت به یکدیگر

دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت های یک زندگی مشترک بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن. البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می دهد؛ ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند. آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه ها مهم است. برای مثال ظرف شستن یا جارو کردن مردان و ... خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت گیرد و مطابق درخواست طرف مقابل باشد. خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.

 

زبان پنجم عشق :  تماس فیزیکی

تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. هم می تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را.
اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم تر از این نیست که وقتی گریه می کند در آغوشش بگیرید.
برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمسشان کند، دست در موهای آن ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید.
تماس فیزیکی به عنوان نشانه ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می کند و به عنوان یکی از زبان های عشق شکل قدرتمندی از ارتباط است.

 

۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۳۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۲۳ ق.ظ نویسنده ی عشق
نوشته عاشقانه و زیبای حسن فتحی: تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

نوشته عاشقانه و زیبای حسن فتحی: تو را برای دوست داشتن دوست می دارم



عاشقانه ای از از حسن فتحی برای سریال مدار صفر درجه نوشته شده بود.

تو را دوست دارم

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که اب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم


تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت
دوست می دارم ...

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطر بوی لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان
برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تورا برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید
دوست می دارم ..

۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۴:۲۳ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۴۸ ق.ظ نویسنده ی عشق
شوهر بی احساس و سردتان را به یک مرد عاشق پیشه تبدیل کنید!!!

شوهر بی احساس و سردتان را به یک مرد عاشق پیشه تبدیل کنید!!!


اگر شما هم با  شوهری که از لحاظ احساسی بسته است زیر یک سقف زندگی می‌کنید، این مطلب را بخوانید. تجربه روبه‌رو شدن با زن‌ها و مردهای زیادی که این مشکل را به دفتر مشاوره من می‌آوردند باعث شده بتوانم قانونی برای شناخت مردهای نفوذ‌ناپذیر تنظیم کنم.

شوهر بی احساس تان را عاشق کنید!!

گاهی فکر می‌کنید مثل یک سنگ نفوذناپذیر است. مردی که تصور می‌کردید با عشق شما را انتخاب کرده، انگار قرار نیست هیچ تلاشی برای اثبات علاقه‌اش به شما به خرج دهد. اغلب ما مردهای نفوذناپذیر را مردهایی عاشق اما سنتی می‌دانیم که ابراز احساسات را یاد نگرفته‌اند و البته اغلب‌مان تصور می‌کنیم اگر یک‌ تنه برای باز کردن گارد احساسی چنین مردی تلاش کنیم، دیر یا زود موفق می‌شویم.

اگر شما هم با  شوهری که از لحاظ احساسی بسته است زیر یک سقف زندگی می‌کنید، این مطلب را بخوانید. تجربه روبه‌رو شدن با زن‌ها و مردهای زیادی که این مشکل را به دفتر مشاوره من می‌آوردند باعث شده بتوانم قانونی برای شناخت مردهای نفوذ‌ناپذیر تنظیم کنم و راه‌های میانبری را برای تغییر دادن مردی که خودش مایل به تغییر است اما نمی‌تواند کاری برای خود کند را پیدا کنم. من در این مطلب این قانون‌ها و راه‌ها را با شما در میان می‌گذارم.

 

تا نخواهد نمی‌شود

البته که عشق شما می‌تواند روی زندگی همسرتان تاثیر بگذارد. عشق شما می‌تواند حمایت، امنیت، شوق و جراتی را که به آن نیاز دارد تا با دنیای درونی احساساتش روبه‌رو شود را به او بدهد. اما تمامی تلاش‌ها، صحبت‌ها، اشک‌ها و گریه‌های‌تان هرگز موثر واقع نخواهد شد، مگر آنکه او نیز نسبت به رشد شخصی و پیشرفت و موفقیت خودش متعهد باشد و باید خودش هم بخواهد، تنها در این موقع است که می‌توانید کمکش کنید.
همکاری و به‌ عهده گرفتن رشد احساسی یک مرد در جهت کمک به رشد احساسی و عاطفی او، موضوع‌ها و مقولاتی جداگانه و متفاوت هستند. بسیاری اوقات که ما زن‌ها ادعا می‌کنیم به مردها کمک کرده‌ایم تا از لحاظ احساسی باز شوند، در واقع با خود چندان صادق نبوده‌ایم. در چنین مواقعی بهتر است بگوییم سعی می‌کنیم به زور او را از لحاظ احساسی باز کنیم.
اما او سخت در احساسات خود چسبیده است که مبادا باز شود. همان‌ گونه که پیش‌تر گفتیم، اغلب زن‌ها با پرکردن جاهای خالی رابطه، در واقع پارو زدن را به تنهایی برعهده می‌گیرند. بخشی از یک رابطه سالم، دانستن این موضوع است که کدام مرد می‌خواهد و مایل است به او کمک کنید و کدام مرد نمی‌خواهد به او کمک شود.

 

همسر می‌خواهد از لحاظ احساسی بازتر باشد؟

یک بار زوج جوانی که در چند قدمی طلاق بودند برای مشاوره به دفتر من آمدند. زن شکایت می‌کرد که علی‌رغم تلاش‌هایش، همسرش همچنان از اینکه از لحاظ احساسی کمی بازتر باشد و بیشتر احساساتش را ابراز کند، ‌امتناع می‌کند. وقتی از آن مرد خواستم نظراتش را در این باره بگوید، گفت: «من هیچ‌وقت از او نخواستم که من را اصلاح کند!»
یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات زن‌ها این است که بدون آنکه به اطلاع نامزد یا همسرشان برسانند، برای رابطه خودشان دستور جلسه‌ای صادر می‌کنند و یک‌ تنه برای اجرای آن دست و پا می‌زنند. ممکن است فکر کنید همسرتان نیاز دارد بیاموزد که چگونه باید ارتباط خوبی برقرار کند یا آسیب‌پذیرتر باشد و با احساسات و عواطف خود تماس بیشتری داشته باشد، اما آنچه او فکر می‌کند مهم‌تر است.

 

جواب‌تان را پیدا کنید

وقتی بدون آنکه به همسرتان بگویید تصمیم می‌گیرید که رابطه‌تان باید در چه سمت و سویی حرکت کند، نه تنها برای او احترامی قائل نبوده‌اید، بلکه خود را آبستن یأس، سرخوردگی و دل‌شکستگی بزرگی کرده‌اید، بنابراین قبل از آنکه به این موضوع بپردازید که چگونه به همسران در این رابطه کمک می‌کنید، باید از خود بپرسید که آیا می‌خواهد و مایل است یا نه؟ بهترین راه رسیدن به این پاسخ چیست؟ جواب بسیار ساده است؛ از او بپرسید. برای پرسیدن این سوال هم می‌توانید مراحلی که در ادامه می‌آوریم را طی کنید:

 

چگونه بفهمیم یک مرد می‌خواهد از لحاظ عاطفی و احساسی باز شود؟

1 - با وضوح تمام بدانید که به دنبال چه خصوصیات و ویژگی‌هایی در همسر آینده‌تان هستید

یک لیست تفاهم درست کنید و این موارد را در آن بیاورید:

_  دوست داشته باشد از احساسات و عواطف خود صحبت کند.
_  روی رشد شخصی خود قبلا کار کرده باشد.
_ از عشق ورزیدن و مهربان بودن لذت ببرد.
_ تفکری انعطاف‌پذیر داشته باشد.

 

2 - به نامزد یا همسرتان توضیح دهید که تصویر ذهنی‌تان از همسر و رابطه ایده‌آل چیست

در این مورد دقیق باشید و با روشنی و وضوح کامل صحبت کنید و بپرسید که آیا خود او فکر می‌کند همسر ایده‌آلی برای شما هست یا نه.

 

3 - از نامزد یا همسرتان بخواهید خواسته‌ها و ایده‌آل‌های خود را از یک رابطه ایده‌آل برای‌تان توضیح دهد

مراقب باشید از جانب او صحبت نکنید و بگذارید خودش نظراتش را توضیح دهد.

 

4 - درباره اطلاعاتی که دراختیار‌تان قرار می‌دهد، بیندیشید و به رفتارش دقت کنید

این کار را انجام دهید تا ببینید که آیا فقط صحبت می‌کند یا به‌راستی ویژگی‌هایی که شما دنبالش هستید را از خود نشان می‌دهد؟ چنانچه پاسخ این سوال مثبت بود به رابطه با او ادامه دهید.

 

5 - همین که رابطه‌تان جدی‌تر شد، طوری که عرفا یک زوج محسوب شدید، از او بخواهید از اهداف احساسی و روانی خود لیستی تهیه کند

برای مثال دوست دارم یاد بگیرم هر وقت احساس فشار می‌کنم، تقاضای کمک کنم به جای آنکه تمام بارها را تنها به دوش بکشم و...

 

6 - قطعا لازم است که لیستی از اهداف احساسی و روانی خود را هم آماده کنید

هدف از این تمرین، آن است که ببینید نامزد یا همسرتان انگیزه دارد تا از لحاظ احساسی باز شود یا نه. تعیین این اهداف می‌تواند به او کمک کند تا به رشد شخصی خود پایبند باشد.

 

7 - لیست‌های‌تان را هم معاوضه کنید و برنامه‌ریزی و توافق‌های لازم برای رسیدن به این اهداف را انجام دهید

این توافق‌ها به منزله قوانینی هستند که ملزم به رعایت آنها هستید تا به اهداف خود برسید. این کار هماهنگی رابطه‌تان را تضمین می‌کند.

 

8 - اگر با کسی نامزد هستید، ‌می‌توانید با این فرمول به او کمک کنید تا هم روی اهداف خودش همچنین اهداف شما متمرکز شود

این کار به شما کمک می‌کند تا دررابطه با خواسته‌های‌تان گویاتر باشید.

 

9 - همین که نامزد یا همسرتان متعهد شد تا روی باز بودن احساسی خود کار کند،‌ می‌توانید با اعتماد به نفس کامل به او کمک کنید؛ چرا که می‌دانید او هم مایل است مثل عضوی از یک تیم با شما همکاری کند.

 

دست تنها نمی‌توانید

یادتان نرود که « برای آنکه زندگی‌تان موفق باشد، به دو انسان متعهد نیازمند است نه یکی! » پس خیال اینکه شما با توانایی‌ها و صبوری‌تان می‌توانید شوهرتان را تغییر دهید را از سرتان بیرون کنید. حتی خیال اینکه صرف عاشق بودن به یک مرد انگیزه هر تغییری را می‌دهد را هم از سرتان بیرون بیاورید. درست است که یک مرد به‌خاطر عشق حاضر به انجام خیلی کارها می‌شود.

اما اگر ویژگی‌های شخصیتی‌اش سد راهش باشد، حتی احساس قدرتمندی مثل عشق یا حتی ترس نسبت به ازدست دادن هم نمی‌تواند کمکی به او و البته شما کند. پس خودتان را فریب ندهید و به‌جای اینکه بخواهید از صفر تا صد ماجرا را خودتان تغییر دهید، با یک انتخاب درست با مردی زیر یک سقف بروید که توان تبدیل شدن به کسی که شما می‌خواهید و آرزو دارید را دارد.

 

وقتی نمی‌خواهد تغییر کند

این مرد سنگ است؟

لحظه‌ای فرا می‌رسد که می‌خواهید صبورتر باشید و به همسرتان احساس امنیت دهید تا روی پیشرفت خود کار کند اما متاسفانه در برخی روابط، زمانی فرا می‌رسد که همسرتان نمی‌خواهد تغییر کند.  مراقب این هشدارها باشید:

_ بیش از آنچه او به خود عشق می‌ورزد، شما به او عشق می‌ورزید.
_ رفتار، نگرش و برخورد همسرتان به زندگی برخوردی است منفی و از روی عجز و درماندگی.
_ دیگران را به‌خاطر مشکلاتش سرزنش می‌کند و از پذیرفتن مسئولیت نقشی که خود در این میان داشته، سر باز می‌زند
_ اعتیادهای مخربی دارد که از رویارویی با آنها و ترک‌شان سر باز می‌زند.
_ به طرزی مزمن معتاد به کنترل دیگران است و سر همه موارد با شما یک نبرد قدرت راه می‌اندازد.
_ به واسطه وقایع گذشته زندگی‌اش، احساس گناه می‌کند و اعتماد به‌نفس ندارد.
_ مدام به‌ خاطر رفتارها و برخورد‌هایش عذر و بهانه می‌آورد یا می‌گوید من همینم که هستم.
_ از دریافت مشاوره یا کمک حرفه‌ای برای خود یا رابطه‌اش امتناع می‌کند.
_ به شما می‌گوید که نمی‌خواهد تغییر کند.

شک نکنید که همه مردها گهگاه مرتکب برخی بند‌های این لیست می‌شوند اما اگر نشانه‌های هشدار متعددی را در رفتار‌ش دیدید و مشاهده کردید که مدت طولانی این نشانه‌ها را بروز می‌دهد، دیگر می‌توانید قاطعانه بگویید که تغییر دادن این مرد آسان یا حتی ممکن نیست. شما حتی بروز گاه و بیگاه این نشانه‌ها را نباید سرسری بگیرید. با نامزد یا همسرتان در رابطه با ترس‌های‌تان صحبت کنید. این ترس‌ها را جدی بگیرید و اگر دو نفری از پس کنترل‌شان برنیامدید حتما روی کمک حرفه‌ای‌ها حساب کنید.

 

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۴۸ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
يكشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۳۶ ق.ظ نویسنده ی عشق
رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون!

رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون!

مطالعه‌ای نشان داده است که هنگام احساس علاقه زیاد و عشق تغییر و تحولات چشمگیری در بدن اتفاق می‌افتد و بدن واکنش‌های متفاوتی را از خود نشان می‌دهد.

برخی از واکنش‌ها و تغییرات بدن بر اثر عاشق شدن

شاید شما نیز تجربه کرده باشید که با دیدن فردی ضربان قلبتان افزایش می‌یابد، حالت تهوع به شما دست می‌دهد، دمای بدنتان به طور ناگهانی افزایش می‌یابد، صورتتان گلگون می‌شود. اما آیا این علائم واقعا نشان می‌دهد که شما عاشق شده‌اید؟علاقه زیاد به فردی یا همان عاشق شدن بر بدن تاثیر می‌گذارد، هورمون‌هایی در بدن ترشح می‌شود و سیستم عصبی بدن از خود پیام‌هایی را منتشر می‌کند.

 

1.هنگام عاشق شدن هورمون‌های همچون دوپامین، اکسی توسین، ادرنالین و وازوپرسین در بدن ترشح می‌شود یا سطح آن‌ها افزایش می‌یابد که احساس شادی و شعف فراوانی را به افراد منتقل می‌کند. محققان بر این باور هستند که به علت ترشح این هورمون‌ها هرچه فرد بیشتر معشوقش را ببیند بیشتر به انتشار این هورمون‌ها و دیدن آن فرد عادت می‌کند به حدی که اگر او را نبیند به علت کاهش این مواد در بدنش مانند فردی معتاد از خود واکنش‌های عصبی نشان می‌دهد.

 

2.هنگام عاشق شدن گونه‌هایتان قرمز می‌شود؛کف دستتان عرق می‌کند و ضربان قلبتان تندتر می‌شود. این عوامل واکنش سیستم عصبی بدن به عاشق شدن هستند و بر اثر افزایش نگرانی و اضطراب در بدن فرد بوجود می‌آیند و به همین دلیل بیشتر هنگام قرار ملاقات یا قبل از آن این علائم افزایش می‌یابند. در واقع این علائم به علت تحریک آدرنالین و نوراپی‌نفرین در بدن بوجود می‌آید.

 

3.هنگام احساس عشق در وجودتان مردمک چشمتان کمی بزرگ‌تر می‌شود و همین عامل می‌تواند بر زیبایی شما بیفزاید. بزرگ شدن مردمک چشم بر اثر تحریک شاخه سمپاتیک سیستم عصبی بدن اتفاق می افتد.

 

4.گفتنی است، هنگام عاشق شدن شاید کمی احساس بیماری کنید، اشتهای خود را از دست دهید، احساس ناراحتی کنید که همگی طبیعی هستند. هومون کورتیزول یا همان هورمون استرس هنگام عاشق شدن با کاهش حجم شریان‌های شما ممکن است سبب ناراحتی در شما شود. با گذشت زمان و کاهش استرس این مشکل برطرف خواهد شد.

 

5.هنگام عاشق شدن شما به طرز عجیبی احساس می‌کنید که قدرتتان افزایش یافته است که در واقع به این قدرت «قدرت هیستریک» می‌گویند و به علت افزایش انتشار هورمون اکسی‌توسین در بدن است و ممکن است استقامت و آستانه درد شما را افزایش دهد.

 

نتایج مطالعات نشان می دهند علائم دیگر عاشق شدن افزایش بلندی صدا، احساس اضطراب، نوسانات خقلی و هورمونی، افزایش خلاقیت، افزایش یا کاهش وزن و کم‌خوابی یا بی‌خوابی است.

اگر این نشانه‌ها را دارید، عاشق شده‌اید!

۱۴ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۳۶ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ق.ظ نویسنده ی عشق
چرا افراد عاشق با کلمات توهین آمیز یکدیگر را صدا می کنند؟

چرا افراد عاشق با کلمات توهین آمیز یکدیگر را صدا می کنند؟

فکر می کنید چرا عاشق ها به یکدیگر توهین می کنند و با کلمات اهانت آمیز همدیگر را صدا می کنند؟!

دلیل توهین عاشق ها به یکدیگر

فیلم‌های دهه هفتاد خودمان را یادتان هست؟ ادبیات عاشقانه آن روزها پرشده بود از جملاتی مثل «دوستت دارم روانی» و «عاشقتم دیوونه». شاید این روزها چنین جملات عاشقانه‌ای عجیب و حتی خنده‌دار به نظر برسند اما محققان می‌گویند رابطه‌ای که پایه‌هایش روی توهین کردن به دیگری و از بین بردن عزت نفسش ساخته شده، نمی‌تواند به سرانجام خوشی برسد.
اما آن‌ها اعتراف می‌کنند که با توجه به بررسی‌هایشان حتی در این دوره و زمانه هم می‌توان با کمک چنین روشی هوادارانی را پیدا کرد.

آن‌ها می‌گویند برخلاف تصور کسانی که فکر می‌کنند توهین، تحقیر و جملات ناخوشایند در یک رابطه عاشقانه جایی ندارند، این جملات واقعاً می‌تواند معجزه کند و جرقه‌های عشق را روشن کند؛ اما پژوهشگران انکار نمی کنند که تاثیر این شیوه جست و جوی عشق نمی تواند همیشگی باشد و اگر توهین‌ها از حدی بیشتر شود، دیر یا زود چنین رابطه‌ای به نقطه پایان می رسد.


چطور این اتفاق می‌افتد؟

توهین‌های خفیفی که آرام‌آرام می‌تواند اعتمادبه‌نفس فرد را از او بگیرد، به‌مرور از او فردی آسیب‌پذیر و بی‌پناه می‌سازد. اما پژوهشگران می گویند هم زن‌ها و هم مردها ممکن است در آغاز آشنایی، از این ابزار برای جذاب‌تر به نظر رسیدن و بالا بردن جایگاه خودشان استفاده کنند. با توجه به بررسی های آنها وقتی شنونده با همین توهین‌های به‌ظاهر کوچک که گاهی حتی مرز شوخی و جدی میانشان مشخص نیست، از اعتمادبه‌نفس خالی می‌شود، گوینده چهره فردی جذاب و قدرتمند را به خود می‌گیرد.
توهین‌های خفیف و موقت که عزت‌نفس را پایین می‌آورد، اما در عین حال آن‌قدر فرد مقابل را در رابطه مسخ می‌کند که با سازگاری و موافقت بیشتری خواسته‌های توهین‌کننده را بپذیرد و در رابطه ماندگار شود. به‌عبارت‌دیگر، توهین‌های کوچک گاه‌وبیگاه ممکن است تمایل فرد آسیب‌دیده به حفظ رابطه و تلاش برای نگه ‌داشتن آن با سازگاری بیشتر را بالا ببرد.


غرغرو‌ها خریدار دارند؟

غرولند یکی دیگر از ابزارهای جلب‌توجه از طریق آزار است که کلیشه‌ها آن را بیشتر به زنان نسبت می‌دهند اما واقعیت این است که فقط زن‌ها از این ابزار استفاده نمی‌کنند. وقتی گوینده مدام از چیزی ایراد می‌گیرد و شنونده را متهم می‌کند، یک اتفاق ساده می‌افتد. شنونده تصور می‌کند بی‌ارزش است و به خاطر اشتباه‌های مکررش باید شرمنده و مدیون باشد. البته ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود و گوینده غرغرو برنده بازی نمی‌شود. گاهی آزارهای کلامی و ایرادگیری‌ها تا جایی پیش می‌رود که شنونده شرمنده و آسیب‌دیده، عاصی می‌شود و گوینده شکنجه‌گر را ترک می‌کند.
با توجه به آنچه گفتیم، می‌توان نتیجه گرفت که برخی رفتارهای آزاردهنده و توهین‌آمیز، می‌توانند گاهی آتش عشق را روشن کنند؛ اما چرا هنوز این شیوه‌های جلب‌توجه روی آدم‌ها تأثیر می‌گذارند؟ شما هم ‌فکر می‌کنید پایین آوردن عزت‌نفس آدم‌ها می‌تواند احساساتشان را تحریک کند و آن‌ها را عاشق کند؟ وقتی یک آزارگر به شما توهین می‌کند، به او دل می‌بندید یا با گاردهای بسته از او فرار می‌کنید؟


توسری بزنید، عاشقتان می‌شود؟

محققان برای پاسخ دادن به این سؤال، تنها به ادعاهای گفته‌شده اعتماد نکردند. آن‌ها در یک بررسی، گروهی از زنان و مردان را مورد مشاهده قرار دادند و نتایج عجیبی را اثبات کردند. در این مطالعه زنانی که به‌طور موقت عزت‌نفسشان پایین آمده بود، آسان‌تر از زنانی که در معرض توهین قرار نگرفته بودند، عاشق شدند. از نظر پژوهشگران به دو دلیل این اتفاق روی داده است؛ اول اینکه شرکت‌کنندگانی که در جریان رابطه با یک آزارگر احساس کردند ناقص و پر عیب هستند، تقاضا‌ها و توقعات کمتری از فرد مقابلشان دارند. دوم اینکه، وقتی آدم‌ها عزت‌نفس پایینی دارند، نیازشان به پذیرفته شدن، محبت دیدن و موردتوجه قرار گرفتن پایین می‌آید. در واقع وقتی عزت‌نفس آدم‌ها پایین است، تصور می‌کنند که ارزش دوست داشته شدن ندارند و در مقابل فردی را که عاشقش شده‌اند، بیش‌ازاندازه توانا و جذاب می‌بینند. آن‌ها چون خودشان را دوست‌داشتنی و لایق عشق نمی‌بینند، توقعات بسیار کمی از طرف مقابلشان دارند و انتظارات پایینی از او دارند که به بقای رابطه کمک می‌کند.
پژوهش دیگری رابطه بین عزت‌نفس و تلاش فرد برای برآورده کردن خواسته‌های طرف مقابلش را بررسی کرده است. نتیجه این بود که آدم‌های با عزت‌نفس پایین، بیشتر در خدمت شریک زندگی‌شان هستند،‌با او موافقت می‌کنند و خواسته‌هایش را برآورده می‌کنند. با توجه به این بررسی‌ها، می‌توان گفت کسانی که خودشان را باور ندارند، راحت‌تر با دیگران کنار می‌آیند و به‌عبارت‌دیگر، به هر سازی می‌رقصند.


این هشدارها را جدی بگیرید

اول اینکه، استفاده از چنین تکنیکی می‌تواند بی‌آنکه خودتان بدانید،‌نشانه پایین بودن خودباوری شما و ضعیف بودنتان باشد و ممکن است رابطه‌ای که روی این پایه‌ها ساخته می‌شود، دوام چندانی نداشته باشد؛ زیرا با از بین رفتن خودباوری فرد دوم، هر دو طرف رابطه احساس بدبختی و ناتوانی می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، شاید چنین تاکتیکی بتواند به آغاز شدن رابطه کمک کند اما خدمتی به تداومش نمی‌کند.


دوم اینکه، یادتان نرود که حتی اگر این تاکتیک مؤثر واقع شود و کسی را عاشقتان کند، نمی‌تواند به شما خیری برساند. شاید تصور کنید که شما تنها فرد مقابلتان را تحقیر می‌کنید، اما با این توهین‌ها خودتان هم هر روز بیشتر از قبل تحقیر می‌شوید و عزت‌نفستان پایین می‌آید.


سوم اینکه، گفتیم که این‌ یک راهکار موقت است و در درازمدت می‌تواند کوله‌باری از روابط شکست‌خورده را روی دوش شما بیندازد. باور کنید صبر و تحمل آدم‌ها ابدی نیست و همین توهین‌های کوچکی که فکر می‌کنید عصای دستتان در حفظ رابطه هستند، در درازمدت، همسرتان را از شما دور می‌کنند و زمینه را برای دوباره تنها شدنتان فراهم می‌کنند.

۱۳ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۳۵ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۳۶ ق.ظ نویسنده ی عشق
چگونه افراد عاشق را تشخیص دهیم + عکس

چگونه افراد عاشق را تشخیص دهیم + عکس


محققان با یک روش جالب توانستند احساس عاشقی را در افراد تشخیص داده و متوجه شوند که شخص آیا واقعا عاشق هست یا خیر؟!

 گروهی از محققان دانشگاه گرانادا با استفاده از دوربین تصویربرداری حرارتی، موفق شدند وجود احساس عاشقی در افراد را تشخیص دهند.

در این پژوهش دانشمندان از یک گروه داوطلب 60 نفره، متشکل از مردان و زنان سنین 24 تا 47 ساله استفاده کردند که همه آنها یک رابطه عاشقانه جدید را در چند هفته گذشته آغاز کرده بودند و مدعی بودند که عاشق هستند.
در این آزمایش هر فرد در اتاق جداگانه قرار گرفته و به وی تصاویری بر روی صفحه نمایش یک رایانه نشان داده شد. هر یک از این افراد از طریق دوربین تصویربرداری حرارتی مورد بررسی قرار گرفتند.

به نیمی از آنها عکس شریک زندگی عاشقانه آنها و به نیمی دیگر عکس خانواده و دوستان یا عکس‌هایی که به طور خاص انتخاب شده و احساس اضطراب را ایجاد می‌کردند نمایش داده شد.
دانشمندان مشاهده کردند که در هنگام مشاهده این تصاویر توسط داوطلبان، دمای بدن اعضای گروه اول دو درجه سانتیگراد در نواحی مانند گونه‌ها ، دست‌ها ، قفسه سینه و در اطراف دهان افزایش می‌یابد در حالیکه بروز این تغییرات در گروه دیگر مشاهده نشد.

 

آزمایش افراد عاشق

آزمایش افراد عاشق


در یک آزمایش دیگر، داوطلبان دست خود را به مدت دو دقیقه در یک کاسه آب با دمای صفر قرار دادند و سپس آنها را بیرون آورده و خشک کردند. بعد از آن به مدت شش دقیقه توسط یک دوربین از دست آنها فیلمبرداری شد که این شش دقیقه مقدار زمان لازم برای دست انسان سالم است تا مجددا به دمای طبیعی خود بازگردد.

در این آزمایش،دمای دست اعضای گروه اول به طور متوسط تنها در چهار دقیقه به دمای طبیعی خود بازگشت که به گفته محققان، دلیل این امر داشتن احساس عاشقانه و رمانتیک است که باعث گشاد شدن رگ‌های خونی شده و جریان خون را افزایش می‌دهد.
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۳۶ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۳۶ ق.ظ نویسنده ی عشق
تفاوت عشق و هوس

تفاوت عشق و هوس


پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را "ابر نیمه تمام' گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند. روزی پسر نزد شیوانا آمد و گفت دلباخته دختر آشپز مدرسه شده است و نمی داند چگونه عشقش را ابراز کند!؟

شیوانا از "ابر نیمه تمام' پرسید:' چطور فهمیدی که عاشق شده ای؟!'
پسر گفت:' هرجا می روم به یاد او هستم. وقتی می بینمش نفسم می گیرد و ضربان قلبم تند می شود. در مجموع احساس خوبی نسبت به او دارم و بر این باورم که می توانم بقیه عمرم را در کنار او زندگی کنم!'


شیوانا گفت: ' اما پدر او آشپز مدرسه است و دخترک نیز مجبور است به پدرش در کار آشپزی کمک کند. آیا تصور می کنی می توانی با کسی ازدواج کنی که برای بقیـه همکلاسی هایت غذا می پزد و ظرف های غذای آنها را تمیز می کند.'
"ابرنیمه تمام' کمی در خود فرو رفت و بعد گفت:' به این موضوع فکر نکرده بودم. خوب این نقطه ضعف مهمی است که باید در نظر می گرفتم.'


شیوانا تبسمی کرد و گفت:' پس بدان که عشق و احساس تو به این دختر هوسی زودگذر و التهابی گذرا بیش نیست و بی جهت خودت و او را بی حیثیت مکن!'


دو هفته بعد "ابر نیمه تمام' نزد شیوانا آمد و گفت که نمی تواند فکر دختر آشپز را از سر بیرون کند. هر جا می رود او را می بیند و به هر چه فکر می کند اول و آخر فکرش به او ختم می شود.'

شیوانا تبسمی کرد و گفت:' اما دخترک نصف صورتش زخم دارد و دستانش به خاطر کار، ضخیم و کلفت شده است. به راستی بد نیست که همسر تو فردی چنین زشت و خشن باشد. آیا به زیبایی نه چندان زیاد او فکر کرده ای! شاید علت این که تا الان تردید کرده ای و قدم پیش نگذاشته ای همین کم بودن زیبایی او باشد؟!'
پسر کمی در خود فرو رفت و گفت:' حق با شماست استاد! این دخترک کمی هم پیر است و چند سال دیگر  شکسته می شود. آن وقت من باید با یک مادربزرگ تا آخر عمر سر کنم!'


شیوانا تبسمی کرد و گفت:' پس بدان که عشق و احساس تو به این دختر هوسی زودگذر است و التهابی گذرا بیش نیست پس بی جهت خودت و او را بی حیثیت مکن!'
پسرک راهش را کشید و رفت.

 

یکی از شاگردان خطاب به شیوانا گفت که چرا بین عشق دو جوان شک و تردید می اندازید و مانع از جفت شدن آنها می شوید. شیوانا تبسمی کرد و پاسخ داد:' هوس لازمه جفت شدن دو نفر نیست. عشق لازم است و 'ابر نیمه تمام' هنوز چیزهای دیگر را بیشتر از دختر آشپز دوست دارد.'


یک ماه بعد خبر رسید که 'ابر نیمه تمام' بی اعتنا به شیوانا و اندرزهای او درس و مشق را رها کرده است و نزد دختر آشپز رفته و او را به همسری خود انتخاب کرده است و چون شغلی نداشته است در کنار پدر همسر خود به عنوان کمک آشپز استخدام شده است.


یکی از شاگردان نزد شیوانا آمد و در مقابل جمع به بدگویی "ابر نیمه تمام' پرداخت و گفت: ' این پسر حرمت استاد و مدرسه را زیر پا گذاشته است و به جای آموختن عشق و معرفت در حضور شما به سراغ آشپزی رفته است. جا دارد او را به خاطر این بی حرمتی به مرام عشق و معرفت از مدرسه بیرون کنید؟!'

شیوانا گفت:'دیگر کسی حق ندارد به کمک آشپز جدید مدرسه 'ابر نیمه تمام' بگوید. از این پس نام او "تمام آسمان' است. اگر من از این به بعد در مدرسه نبودم سوالات خود در مورد عشق و معرفت را از "تمام آسمان' بپرسید. همه این درس و معرفت برای این است که به مرحله و درک "تمام آسمان ' برسید. او اکنون معنای عملی و واقعی عشق را در رفتار و کردار خود نشان داده است.'

۱۰ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۳۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بــــــــــانـــــــــو | پست ویژه



بـانـو...
پـریـشـان اسـتــ گـیـسـویـتــ ولـی...
پـریـشـان تـر از گـیـسـوی تـو پـسـری اسـتــ..
کـه مـیـخـواهـد نـگـاهـش را نـگـه دارد...
مـگذار دلـش را پـریـشـانـی گـیـسـوانـتــ بـلـرزانـد...

شـایـد دل او...
دار و نـدار بـانـوی دیـگـریـسـتــ....
...

۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۶:۴۳ ۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

متعهد | پست ویژه




می پرسند:

مجردی یا متاهل؟ 

میگویم : " متعهد "!!

چون تجربه نشان داده،

نه مجرد بودن نشانه تعلق خاطر نداشتن به کسی است...

و نه متاهل بودن نشانه تعهد و وفاداری!!!

همه قراردادها را که روی کاغذهای بی جان نمی نویسند!

بعضی از عهد ها را روی قلب هایمان می نویسیم...

حواسمان به این عهدهای غیرکاغذی باشد؛

شکستشان، یک"انسان " را درهم میشکند...!

۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۶:۵۴ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

# ماه_عشق_و_عاشقی

سلام خدمت همه بازدید کننده های گرامی سایت پاتوق عشق

فرا رسیدن ضیافت رمضان ، ماه عاشقی رو به همه ی عزیزان تبریک میگم 

امیدوارم رمضان خوبی رو در پیش داشته باشید

برای همه ی عاشقا دعا کنید به معشوقشون برسن

توی این ماه عزیز هیچ کس از عشقش دور نباشه 

امام زمانمونم ظهور کنه که عشقه همس :-) 

از دوستان بیانی هم تشکر میکنم که دنبال کننده ی مطالبمون هستن 

امتحانام تموم بشه از خجالتشون در میام :-) 

التماس دعا از همگی :-) 


۱۸ خرداد ۹۵ ، ۰۴:۱۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

روانشناسی عشق: چگونه شخصی را عاشق خود کنیم؟ - پست ویژه ی پاتوق عشق

عشق love

آیا فکر می‌کنید عشق قابل کنترل نیست؟

آیا فکر می‌کنید اگر کسی از همان ابتدای آشنایی عاشقتان نشود، دیگر شانسی ندارید؟

آیا فکر می‌کنید امکان این وجود ندارد که بتوانید کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان بکنید؟

اگر پاسختان به این سوال‌ها مثبت بوده است، احتمالا به قضا و قدر و سرنوشت هم اعتقاد دارید. اشکالی ندارد، خیلی‌ها اینطورند! اکثر مردم تصور می‌کنند که عشق چیزی غیرقابل‌تغییر است و کنترلی روی آن ندارند.

اما تحقیقات مختلفی که طی این سالها انجام گرفته ثابت کرده است که شما می‌توانید عشق را کنترل کنید. و همه اینها توسط قدرت مغز انجام می‌گیرد. فقط باید یاد بگیرید چطور از ذهنتان استفاده کنید.

عشق هیچ فرقی با سایر احساسات روانشناسی که به صورت روزانه تجربه می‌کنید ندارد:

  • ترس
  • استرس
  • حسادت
  • ترحم به خود
  • اضطراب

این احساسات قابل کنترل هستند و عشق هم جزو احساسات روانشناختی دسته‌بندی می‌شود و قابل کنترل است. کنترل عشق بعنوان یک احساس به همان اندازه کنترل ترس، هیجان و از این قبیل آسان است. مشکل اعتقادات ما است. در طول سالها باور کرده‌ایم که عشق چیزی است که اتفاق می‌افتد و همه چیز به سرنوشت بستگی دارد.

اما واقعیت متفاوت با این است. با استفاده از روانشناسی عشق می‌توانید کاری کنید کسی که می‌خواهید عاشقتان شود و چشمش جای دیگری را نبیند. البته هیچ تضمینی نیست و نمی‌گوییم این روش ۱۰۰٪ موثر است اما نتیجه کارتان با این روش کاملاً متفاوت خواهد شد. اگر بتوانید شانس اینکه فرد موردنظرتان عاشقتان شود را سه برابر کنید، چرا آن را امتحان نکنید؟

۱. چطور عاشق می‌شویم و روانشناسی پشت آن

قبل از اینکه وارد این داستان شوید که چطور کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان کنید، باید نگاهی به جنبه روانشناختی آن بیندازید و نخیر، هیچ معجون جادویی برای آن وجود ندارد.

بدون اینکه بدانید، هر آدمی که می‌شناسید در فهرستی پشت ذهنتان ذخیره شده است. لیستی از معیارها هم در این لیست هست، معیارهایی که قبل از عاشق شدنتان باید در آن فرد وجود داشته باشد. روانشناسان به این نقشه عشق می‌گویند.

اگر فردی یکی یا چند مورد از این معیارها را نداشته باشد، به طور اتوماتیک‌وار ویژگی تبدیل شدن به عشق زندگی شما را از دست می‌دهند و احتمالاً فقط دوست شما باقی می‌مانند. به همین خاطر است که فقط عاشق یک نفر می‌شوید و بقیه برایتان دوست باقی می‌مانند.

البته لیست هر شخص متفاوت و خاص است. مواردی که روی این لیست نوشته به خودِ شما بستگی دارد:

  • ارزش‌ها
  • اعتقادات
  • تجربیات قبلی
  • پیشینه
  • روابط قبلی

به همین دلیل است که دوستتان ممکن است عاشق مردی شود که به نظر شما خیلی معمولی است. آن مرد با نقشه عشق دوست شما مطابقت دارد نه نقشه شما. اینکه افراد را ارزیابی کنید تا ببینید کسی با لیست شما جور است یا نه به صورت خودآگاه انجام نمی‌گیرد، این اتفاق به صورت ناخودآگاه می‌افتد، بدون اینکه حتی به آن فکر کنید. ذهن همه کارها را خودش به تنهایی انجام می‌دهد. درست همانطور که به قلبتان می‌گوید بتپد، درحالیکه به صورت خودآگاه از آن اطلاع ندارید. به همین دلیل است که ممکن است عاشق یک نفر شوید و ندانید اصلاً چرا عاشق او شده‌اید. مسئولیت با ذهن ناخودآگاه شماست.

به همین دلیل است که عشق پدیده‌ای رمزآلود است و خیلی‌ها آن را به سرنوشتشان می‌سپارند. اما در واقعیت، این هیچ ارتباطی با سرنوشت ندارد، فقط به ذهن ناخودآگاه شما بستگی دارد که ارزیابی کند آن فرد با لیست شما هماهنگی دارد یا خیر. حقیقت ماجرا این است که هرچه اطلاعات و آگاهی‌تان از معیارهای ذهن ناخودآگاهتان بیشتر شود، می‌توانید خیلی سریع ارزیابی کنید که چرا عاشق یک نفر شده‌اید.

در زیر به لیست جیم که مردی ۲۶ ساله است که نامزدهای زیادی در زندگی خود داشته، اشاره می‌کنیم. او ۲ سال است که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و در لندن کار می‌کند. از قرار گذاشتن و دوستی‌های کوتاه‌مدت با دخترهای مختلف خسته شده و به دنبال یک شریک‌زندگی جدی‌تر برای خود است. لیست جیم یا این ۴ معیار شروع می‌شود:

  1. باید سطح تحصیلات او به من بخورد.
  2. باید موهای قهوه‌ای داشته باشد (جیم یکبار عاشق دختری با موهای قهوه‌ای شده است و درنتیجه ذهن ناخودآگاهش آن را وارد لیست معیارهایش کرده است که کمکش کند شکست عشقی که قبلاً با آن دختر مو قهوه‌ای داشته را جبران کند).
  3. باید به خانواده‌اش نزدیک باشد (خانواده و بچه برای جیم مهم‌اند و او به دنبال کسی است که بتواند مادر خوبی برای فرزندان او شود. می‌بینید ما جذب کسانی می‌شویم که خودمان می‌خواهیم و نیاز داریم).
  4. باید مسافرت کردن را دوست داشته باشد.

اگر جیم که الان مجرد است با دختر فوق‌العاده‌ای که موهای قرمز دارد روبرو شود، احتمالاً عاشق او نخواهد شد. بااینکه ممکن است آن دختر به نظرش خوب بیاید اما خودش هم نمی‌تواند بفهمد چرا نمی‌تواند عاشق آن دختر شود.

فقط زمانی خواهید توانست عاشق شوید که آن فرد با اکثر موارد موجود در لیست ناخودآگاهتان همخوانی داشته باشد. آنوقت ذهن ناخودآگاهتان به شما کمک خواهد کرد در عشق با آن فرد بمانید و رابطه خوبی با او داشته باشید. چون ناخودآگاهتان خود را به این صورت به آن فرد می‌چسباند، به همین خاطر فراموش کردن کسی که دوست داشته‌اید حتی بعد از سالها تا این اندازه سخت است.

۲. چطور برای اطمینان از عشق او به خودتان ذهنتان را کنترل کنید

اینجا نمونه‌هایی از روش‌های قبلاً امتحان‌شده برایتان آورده‌ایم که کمکتان می‌کند کسی که می‌خواهید را عاشق خودتان کنید:

۱- معیارهای او را در خودتان ایجاد کنید. همه ما این لیست یا نقشه عشق را در ذهنمان داریم. این لیست هر معیار اصلی که انتظار داریم طرف موردنظرمان داشته باشد را دارد. البته صددرصد نیست که هر کسی که معیارهای این لیست را داشته باشد، عاشقش شویم اما اگر کسی هیچکدام از این معیارها را نداشته باشد امکان اینکه عاشقش شویم وجود ندارد. قبل از اینکه تلاش کنید کسی را عاشق خودتان کنید، کمی درمورد او تحقیق کنید. همه اطلاعات اصلی درمورد پیشینه و علایقش را به دست آورید. هرچه بیشتر درمورد او بدانید و سعی کنید خودتان را با معیارهای او جور کنید بهتر است.

۲- نیازهای برآورده‌نشده‌شان را برآورده کنید. وقتی افراد به دنبال یک رابطه جدید هستند، به دنبال فرد دیگری می‌گردند که به طرق مختلف شبیه به خودشان باشد. آنها به دنبال نقاط قوت خود و همچنین متضاد ضعف‌هایشان در آن فرد هستند. بعنوان مثال، کسی که احساس حقارت دارد اما فردی باهوش است به دنبال کسی است که در عین باهوش بودن اعتمادبه‌نفس داشته باشد تا بتواند آنها را به تعادل برساند. اگر سعی دارید کسی را عاشق خودتان بکنید که می‌دانید اختلال شخصیتی خودکم‌بینی دارد، اینکه خودتان را فردی بااعتمادبه‌نفس به او نشان دهید کمک می‌کند عاشقتان شود. وقتی نقش یک فرد بااعتمادبه‌نفس را بازی می‌کنید، به ذهن ناخودآگاه او پیام می‌فرستید که «من چیزی که دنبالش هستی را دارم»!

۳- چقدر تلاش می‌کنید؟ خیلی‌ها دوست دارند بدانند که آیا پشتکار داشتن در این موارد واقعاً عمل می‌کند یا نه. اگر کسی که به دنبالش هستید وابستگی بیرونی داشته باشد، احتمال اینکه پشتکار داشتن روی او اثر کند هست. وابستگی بیرونی داشتن یعنی فرد برای اینکه حالش بهتر شود یا از موقعیت بدی در زندگی‌اش فرار کند به دیگران تکیه می‌کند. اگر کسی جزء این دسته افراد باشد، احتمال اینکه در هر موقعیتی بخواهند وارد یک رابطه جدید شوند وجود دارد. در این مورد، احتمال اینکه بتوانید او را عاشق خودتان بکنید بیشتر خواهد بود. خلاصه اینکه وقتی افراد آسیب‌پذیرتر باشند و نیاز به توجه و مراقبت احساس کنند، احتمال اینکه بتوانند سریعتر عاشق شما شوند بیشتر است.

۴- از دوستان مشترکتان کمک بگیرید. اگر شما و کسی که دوستش دارید دوستان مشترکی دارید، باید از این امتیاز استفاده کنید. دلیل آن این است که ذهن ناخودآگاه وقتی منابع مورداعتماد (مثل دوستان) چیزی که قرار است در ذهنشان برنامه‌ریزی شود را تایید کنند، راحت‌تر آن برنامه‌ریزی جدید را می‌پذیرد. اگر دوستان او تصور کنند که شما فوق‌العاده‌اید، احتمال اینکه با آنها هم‌عقیده شود زیاد است. هرچه دوستان مشترکتان بیشتر درمورد فوق‌العاده بودن شما با او حرف بزنند، احتمال اینکه جایی در ذهن او باز کنید بیشتر خواهد بود.

۵- ذهنشان را سیم‌پیچی کنید. هرچه چیزی را بیشتری برای کسی تکرار کنید، بهتر می‌توانید باعث شوید به آن چیز خاص فکر کند. چرا؟ خیلی ساده است، تکرار می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای روی ذهن ناخودآگاه داشته باشد. البته این به شما مجوز نمی‌دهد که هر ده دقیقه یکبار به او زنگ بزنید. این فقط می‌ترساندشان. با نشان دادن زیرکانه حضورتان، می‌توانید روی ذهنشان برنامه بریزید. باید جلو چشم باشید و به او این امکان را بدهید که تا می‌تواند شما را ببیند، اینکه با او حرف بزنید یا نه مهم نیست، فقط کافی است جایی بایستید که شما را ببیند.

۶- تصور مثبت از خودتان بسازید. وقتی اسمتان در جمعی به زبان می‌آید، اولین کلمه‌ای که به ذهن دیگران می‌آید چیست؟ دیگران چه تصویری از شما دارند؟ فکر آنها در مورد شما فردی «قوی»، «شاد»، «بااعتمادبه‌نفس» یا چیزی منفی‌تر مثل «آویزان» است؟ هر چه جایگاه بهتری برای خودتان در ذهن افراد بسازید، دید آنها نسبت به شما بهتر خواهد شد. مهم نیست که هستید و چه ویژگی‌های منفی‌ای دارید، چیزی که مهم است درک آنها نسبت به شماست. باید کاری کنید که این تصور مثبت باشد.

۳. آیا واقعاً چیزی به اسم عشق در نگاه اول وجود دارد یا همه اینها افسانه است؟

البته عشق در نگاه اول وجود دارد، اگر کسی از همان ابتدا با معیارهایی که در ذهن ناخودآگاهتان لیست شده است همخوانی داشته باشد، احتمالاً در نگاه اول عاشق او خواهید شد.

آنوقت به خودتان می‌گویید، «یک لحظه صبر کن، اگه تا حالا با او حتی حرف هم نزده‌ام پس از کجا می‌دانم که با معیارهای من جور است یا نیست؟»

خیلی ساده است. معیارهای شما ممکن است شامل طریقه ایستادن، راه رفتن، حرف زدن یا حتی ارتباط او با دیگران باشد. اگر رفتارها، ظاهر یا هر چیز دیگر او شما را یاد کس دیگری بیندازد این اتفاق خواهد افتاد.

مثلاً شما را یاد کسی که قبلاً عاشقش بودید بیندازد.

ما معمولاً از یک الگو پیروی می‌کنیم و همیشه عاشق یک تیپ خاص از افراد می‌شویم. بنابراین اگر کسی شما را یاد کسی بیندازد که قبلاً عاشقش بودید، اما در خودآگاهتان ندانید که شما را یاد کسی از گذشته‌تان می‌اندازد، ممکن است در نگاه اول عاشق آن فرد شوید، بدون اینکه بدانید چرا. آنوقت ممکن است فکر کنید که سرنوشتتان بوده که عاشق او شوید.

۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۳۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

عیب‌های همسرتان را با عشق ببینید - پست ویژه ی پاتوق عشق

ازدواج marriage

زندگی مشترک همیشه بدون مشکل نخواهد بود و ممکن است زوجین باهم اختلافات زیادی داشته باشند ؛ گاهی از همسرم می خواهم تا عیب های خود را برطرف کند اما توجهی نشان نمی دهد. دوست دارم بدانم چگونه باید با عیب های همسرم برخورد کنم تا نتیجه بهتری بگیریم؟

چگونگی برخورد با عیوب و ایرادهای همسرم رمز موفقیت در برطرف شدن مشکلات ارتباطی بین من و اوست. مانند هر نوع گفتگو و ارتباطی، دانستن نکات کلیدی در برخورد درست، لازم و ضروری است تا عشق و صمیمیت زناشویی ام را افزایش دهم و از تعارض و درگیری های بی مورد دور باشم. پس مهم است که بدانم و بتوانم با برخورد درست و بجای خود با عیوب همسرم از آن پلی برای ارتباط عاشقانه خودم با او ایجاد کنم.

آینه نمای خود باشم

قبل از اینکه درباره عیوب همسرم با او گفتگو کنم ابتدا لازم است نگاهی به خودم بیندازم و ببینم آیا در این زمینه مشکلی ندارم. وقتی که به عیب های خودم توجه می کنم، باعث می شود تا برخورد منصفانه تری نسبت به او داشته باشم و کمکم می کند تا همیشه مشکلات را از او ندانم و برای ایجاد تعادل در رابطه تلاش بیشتری انجام دهم. این امر بسیار کمک کننده است و احساس امیدواری و اعتماد به نفسم بالاتر می رود و فشار روانی کمتری را حس می کنم و توانمندتر و بهتر با مسائل مختلف برخورد می کنم.

حساسیت به خرج ندهم

گاهی به این مسئله فکر می کنم که توجه به تمام عیوب و مشکلات همسر به معنای حساسیت زیاد است و حساسیت زیاد یعنی آسیب پذیر کردن ارتباط زناشویی، با این روش، انگیزه همسرم را برای بهتر شدن کم رنگ تر می کنم و حالت دفاعی در او بوجود می آورم پس بهتر است برخی عیوب  را که شخصی است و به روابط زناشویی ما صدمه نمی زند را نادیده بگیرم تا او در زندگی احساس راحتی و پذیرش از جانب من داشته باشد و علاقه و صمیمیت ما را بیشتر کند. حساس نبودن به من کمک می کند تا ارتباط خود را با همسرم بهبود بخشم.

در چه شرایطی عیوب همسر را بازگو کنم

خیلی مهم است که زمان مناسبی برای گفتگو انتخاب کنم، عدم توجه به این مسائل ممکن است گفتگوی مرا با همسرم به بن بست برساند. به عنوان مثال از نظر هیجانی در وضعیت مناسبی نباشد، همین مسئله باعث می شود تا به گفتگوهای من بی توجه باشد یا اینکه برداشت غلطی از آنها داشته باشد. همچنین ممکن است برخورد درستی با مسائل نداشته باشد و گاه همین عدم انتخاب زمان مناسب برای گفتگو، درگیری کلامی را بین من و او بوجود می آورد و دلخوری های بعدی آن مانع بیان درست عیوب می شود و از هدف اصلی خود نیز دور می شوم.

نکات مثبت او را بگویم

وقتی که به عیب های خودم توجه می کنم باعث می شود تا برخورد منصفانه تری نسبت به او داشته باشم و کمکم می کند تا همیشه مشکلات را از او ندانم

وقتی که می خواهم در زمینه عیوب او صحبت کنم، بهتراست ابتدا نکات مثبت او را بازگو کنم و از خوبی هایش تشکر کنم، این کار آستانه تحمل و درک او را بالا می برد. بعد از آن هدف از بیان عیب را بخاطر اهداف مشترک زندگی بیان کنم، اهدافی که سازنده است و مصلحت زندگی مشترکمان را در بر می گیرد و همکاری و مشارکت هر دوی ما را می طلبد.

با او همدردی کنم

در هنگام گفتگو درباره عیب ها، با او همدردی کنم که او تنها نیست و احساس آرامش و امنیت داشته باشد و بداند که همیشه پشتیبان و دوست او هستم و حس خوب او باعث تداوم ارتباط بهتر باشد.

احترام متقابل را بوجود آورم

در هنگام گفتگو مراقب باشم که احساس زنانه همسرم یا احساس اقتدار مردانه او را بهم نزنم و با توجه به ویژگی های جنسی و روحی او گفتگو خود را ادامه دهم. انتقال این پیام که تو را در همه شرایط حتی در بیان عیب هایت در نظر می گیریم و سعی می کنم تو را درک کنم، احترام متقابل و محبت را بوجود می آورد.

عیب هایش را کمرنگ کنم

به تغییرات حتی کوچک او توجه نشان دهم و بخاطر توجه اش به گفتهایم از او تشکر و سپاسگزاری کنم که مرا مورد حمایت خود قرار داده است. توجه به این نکته به من بسیار کمک کرده است زیرا قبلا که این کار را انجام نمی دادم انگیزه و توجه همسرم در هنگام بیان عیب هایش خیلی کمرنگ بود و اصلا توجهی زیادی نشان نمی داد.

عذرخواهی اش را بپذیرم

خیلی مهم است زمانی  که درباره مشکلی از من عذرخواهی می کند، زودتر عذرخواهی او را بپذیریم تا او را دلسرد نکنم و امیدوار باشد که در رفتارهای خودم گذشت و مهربانی را سرلوحه کارم قرار می دهم. حال احساس می کنم توجه به این نکات رابطه ی مرا با همسرم بهتر از قبل کرده است و از اینکه هر روز بهتر از روز قبل می توانم رابطه شیرین زناشویی را با یکدیگر داشته باشیم رضایت خاطر خوبی دارم.

۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۳۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

18 نشانه دوست داشتن در زبان بدن آقایان - پست ویژه ی پاتوق عشق


اگر ظن قوی”آیا او من را دوست دارد؟” تمام مدت شما را آزار می‌دهد، از این ۱۸ نشانه‌ی زبان بدن استفاده کنید تا بفهمید آیا او واقعا شما را دوست دارد یا نه.

تقریبا همیشه، بی‌نهایت آسان است که بفهمید یک مرد شما را دوست دارد. اگر او یک دوست یا کسی است که با او صحبت می‌کنید، فقط کافی است هنگامی که اطراف شما است رفتارش را زیر نظر بگیرید.

از طرف دیگر، اگر به یک مرد خجالتی دل باخته‌اید و می‌خواهید بدانید آیا به شما علاقه دارد یا نه، فقط باید به او فرصت مناسب را بدهید تا حرف دلش را بزند.

اما اگر مردی که فکرتان را مشغول کرده‌است، کسی است که هنوز به خوبی نمی‌شناسید چه می‌کنید؟

اگر احساس کنید یک مرد جذاب شما را دوست دارد، اما هنوز مطمئن نیستید واقعا شما را دوست دارد، چه می‌کنید؟

آیا او واقعا من را دوست دارد؟

وقتی یک مرد با شما ارتباط برقرار می‌کند خواندن ذهن‌اش آسان است.

اما وقتی آن مرد خجالتی است یا مردی است که هنوز به شما معرفی نشده‌است، کار کمی سخت می‌شود.

اگر یک مرد به شما علاقه نشان می‌دهد اما واقعا دوست‌تان نیست، فقط می‌توانید به حس‌تان اتکا کنید تا قصد او را قضاوت کنید و پی‌ببرید آیا واقعا شما را دوست دارد یا نه.

اما اگر یاد بگیرید وقتی او اطراف‌تان است حواس‌تان را جمع کنید، فقط کافی است زبان بدن او را زیر نظر بگیرید تا پی‌ببرید او چیزی بیش‌تر از یک دوستی ساده در ذهن دارد یا نه.

رمزگشایی ذهن یک مرد با زیر نظر گرفتن زبان بدن او

خواندن زبان بدن یک مرد می‌تواند آشکار کند آیا او واقعا شما را دوست دارد، یا فقط حوصله‌اش سر رفته‌است و به دنبال سرگرمی برای گذراندن وقت است.

این بار که اتفاقی به او برخوردید، نزدیک او بنشینید یا پشت سرش راه بروید، به رفتار او بادقت توجه کنید. به احتمال خیلی زیاد جواب سوال‌تان را به سرعت پیدا می‌کنید.

اگر سوال بزرگ “آیا او من را دوست دارد” تمام روز در ذهن‌تان زنگ می‌زند، و این گمان هر روز کمی بیش‌تر شما را درگیر می‌کند، از این ۱۸ نشانه‌ی زبان بدن برای خواندن ذهن او استفاده کنید.

۱. فورا تغییر می‌کند.

اگر مردی شما را دوست داشته‌باشد یا علاقمند باشد شما را تحت تاثیر قرار دهد، به محض این‌که ببینید شما در آن نزدیکی هستید فورا رفتارش تغییر می‌کند. اگر می‌خندد، ناگهان متین و موقر می‌شود. یا اگر آرام نشسته است، ممکن است هیجان‌زده شود یا سعی کند در میان دوستان‌اش در مرکز توجه باشد.

۲. همان احساسی را دارد که شما دارید.

وقتی یک مرد شما را دوست دارد، همیشه از دور شما را نگاه خواهدکرد، به‌ویژه وقتی با دوستان خودتان هستید و به افراد دیگری که اطراف‌تان هستند توجهی ندارید. اگر به یک جوک می‌خندید، به سرعت بچرخید و فورا با او چشم در چشم شوید. ممکن است او را، در حالی‌که یک لبخند بزرگ صورت‌اش را پوشانده‌است، محو تماشای خودتان بیابید. چون احتمالا دارد در ذهن‌اش با شما می‌خندد.

۳. ارتباط چشمی نهایی.

اگر از خودتان می‌پرسید آیا او شما را دوست دارد یا نه، دنبال این نشانه بشد. آیا قبل از این‌که از اتاق خارج شود، هر قدر هم مشغله داشته‌باشد یا با هر فردی که باشد، با شما ارتباط چشمی برقرار می‌کند؟

به احتمال خیلی زیاد، می‌خواهد برای آخرین بار به شما نگاه کند، حتی اگر فقط برای یک ثانیه‌ی بیش‌تر باشد.

۴. با شما رو در رو می‌شود.

در یک رویداد یا دورهمی شما هر کجا نشسته‌باشید، همیشه او را درمی‌یابید که به نحوی جایی قرار گرفته‌است تا این شانس را داشته‌باشد که بدون گردن کشیدن، مستقیما محو تماشای شما شود. ممکن است رو به روی شما بنشیند، یا گوشه‌ای دور از شما بنشیند، اما هر جا بنشیند، خواهیددید همیشه منظره‌ای واضح از شما دارد.

۵. خیلی خودنمایی می‌کند.

وقتی شما آن اطراف هستید در شوخی زیاده‌روی می‌کند یا کارهای بامزه می‌کند. و همیشه اول به شما نگاه می‌کند تا واکنش‌تان را ببیند. مهم نیست بازی می‌کند، یا سر به سر دوست‌اش می‌گذارد، یا فقط در کافه‌تریا وقت‌گذرانی می‌کند. اگر کاری می‌کند که نگاه‌ها را به سوی خودش جلب کند، به دنبال نشانه‌ای است تا بفهمد در لحظه‌ی درخشش‌اش به او توجه کرده‌اید یا نه.

۶. به شما نزدیک‌تر می‌شود.

وقتی یک مرد شما را دوست دارد، می‌خواهد در نزدیکی شما باشد، حتی اگر حتی یک کلمه هم با شما رد و بدل نکند. آیا در آسانسور نزدیک شما می‌ایستد؟ آیا حتی با وجود این‌که فضای زیادی وجود دارد با فاصله‌ی کمی پشت سر شما راه می‌رود؟ احتمالا او دارد در درون خودش برای شما می‌میرد و آرزو دارد روزی شما را در آغوش بگیرد.

۷. زیاد محو تماشا می‌شود.

آیا مدام درمی‌یابید این مرد محو تماشای شما شده‌است؟ یا به محض این‌که سرتان را به سوی او می‌چرخانید نگاه‌اش را می‌دزدد؟ این نشانه‌های بزرگ بیانگر این است که آن مرد به شما علاقه دارد.

۸. آزرده می‌شود.

اگر می‌خواهید بدانید یک مرد شما را دوست دارد یا نه سعی کنید وقتی آن اطراف است برای مرد دیگری دلبری کنید. اگر حقیقتا شما را دوست داشته‌باشد، ممکن است از دیدن شیرین‌زبانی شما برای یک مرد دیگر آزرده شود. و گاهی حتی ممکن است از آن‌جا دور شود.

۹. نگاه‌های متضاد.

آیا این مرد وقتی با شما فاصله دارد چند ثانیه عمیقا محو تماشای شما می‌شود؟ از طرف دیگر، آیا وقتی نزدیک‌تان است محجوب می‌شود و از نگاه کردن به شما خودداری می‌کند؟

احتمالا او خجالتی‌تر از آن است که یک حرکت جسورانه بکند، حتی با وجود این‌که شما را دوست دارد.

۱۰. عاشق غافلگیری است.

آیا وقتی این مرد به صورت غیرمنتظره شما را می‌بیند چهره‌اش باز می‌شود؟ اگر یک مرد شما را دوست داشته‌باشد و زمانی که اصلا انتظارش را ندارد ناگهان شما را ببیند، به‌صورت غیرارادی با خودش لبخند عمیقی می‌زند. فقط کافی است برای خواندن این نشانه حالت چهره‌اش را زیر نظر بگیرید.

۱۱. سعی می‌کند برای شما خوش‌زبانی کند.

نحوه‌ی صحبت کردن او با شما با صحبت کردن‌اش با دیگران متفاوت است. وقتی یک مرد شما را دوست دارد، با شما بی‌پرواتر صحبت می‌کند یا انگار به چیزی که شما می‌گویید بیش‌تر علاقه دارد. از صدایی بم‌تر استفاده می‌کند تا مردانگی‌اش را به شما نشان دهد، حتی هنگامی که فقط از شما می‌خواهد سس را به او بدهید.

۱۲. دست انداخته می‌شود.

این یک نشانه‌ی کاملا آشکار و گویا است که بفهمید آیا یک مرد واقعا فریفته‌ی شما است یا نه. وقتی وارد جایی می‌شوید که او با دوستان‌اش آن‌جا است، چشمان‌تان را باز کنید و رفتار دوستان‌اش را زیر نظر بگیرید.

اگر دوستان‌اش نگاه‌شان را به سوی او بگردانند، با آرنج به او بزنند، یا حتی به او لبخند بزنند، احتمالا دارند به خاطر این‌که شما آن‌جا هستید او را دست می‌اندازند.

۱۳. راست می‌ایستد.

وقتی یک مرد دختری را دوست دارد، می‌خواهد بهترین روی خود را به او نشان بدهد. آیا وقتی پشت سر آن مرد راه می‌روید صاف یا استوار می‌ایستد؟ احتمالا به‌طور غریزی سعی می‌کند با امید تحت تاثیر قرار دادن شما، بهترین ویژگی‌های فیزیکی‌اش را به شما نشان بدهد.

۱۴. حرکات شما را تقلید می‌کند.

اگر مقابل مردی نشسته‌اید که دوست‌اش دارید، ‌به‌طور غریزی، بدون این‌که حتی متوجه شوید، رفتار او را تقلید می‌کنید. اگر تکیه دهد، شما هم تکیه می‌دهید. اگر یک جرعه آب بنوشد، شما هم همین کار را می‌کنید. مردان هم همین‌طور هستند. وقتی یک مرد شما را دوست دارد، او نیز رفتار شما را تقلید خواهدکرد، و هرگز حتی متوجه نخواهدشد که دارد این کار را می‌کند.

۱۵. رفتارهای اغواگرانه.

وقتی یک مرد محو تماشای شما می‌شود و شما را دوست دارد، قصدش فقط این نیست یک دل سیر شما را نگاه کند. او می‌خواهد با نگاه خیره‌ی اغواگرانه‌اش شما را تحت تاثیر قرار بدهد. وقتی آن مرد به شما خیره می‌شود، نگاهی سطحی به او بیندازید تا زبان بدن‌اش را بخوانید. اگر به آرامی چانه یا صورت‌اش را مالش می‌دهد، یا اگر دست به چانه گرفته و با حالتی مغرورانه به شما خیره شده‌است، احتمالا سعی دارد در نظر شما جذاب جلوه کند!

۱۶. دوست دارد مرتب باشد.

آیا به نظر می‌رسد این مرد درست لحظاتی قبل از ورود شما خودش را مرتب کرده‌است؟ اگر یک مرد دائم نگران ظاهرش است یا هر بار شما آن اطراف هستید سعی می‌کند بهترین رفتار را داشته‌باشد، یقینا سعی دارد تاثیر خوبی روی شما بگذارد.

۱۷. درباره‌ی شما سوال می‌کند.

وقتی یک مرد دختری را دوست دارد، نمی‌تواند مقاومت کند و سعی می‌کند با پرس‌وجو اطلاعات بیش‌تری درباره‌ی او به‌دست بیاورد. آیا هیچ‌یک از دوستان‌تان به شما گفتند آن مرد درباره‌ی شما پرس‌وجو می‌کند یا سعی می‌کند بیش‌تر درموردتان بداند؟ اگر این‌طور است میخ‌تان را کوبیده‌اید. این مرد مطمئنا دلباخته‌ی شما شده‌است، و می‌خواهد شما را به نوعی بیش‌تر از یک دوست معمولی بشناسد.

۱۸. اغلب اوقات به او برمی‌خورید.

گاه به گاه برخوردن به کسی که او را می‌شناسید‌ می‌تواند فقط یک اتفاق باشد. اما اگر تمام مدت در مکان‌های مختلف به یک مرد برمی‌خورید، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ شاید دست سرنوشت می‌خواهد شما با او آشنا شوید. یا آن مرد خجالتی مراقب شما است و منتظر یک فرصت عالی است تا به سوی شما بیاید و بگوید سلام.

اگر متوجه “این ۱۸ نشانه‌ی آیا او من را دوست دارد” شدید، همیشه مجبور نیستید منتظر یک مرد بمانید تا از شما دعوت کند بیرون بروید تا بفهمید شما را دوست دارد. گاهی، فقط کافی است وقتی اطراف‌تان است زبان بدن او را زیر نظر بگیرید و نشانه‌ها را بخوانید.

۰۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۲۸ ۳۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

زندگی بدون عشق چگونه است؟ - پست ویژه ی پاتوق عشق

کالب به من از تولد پسرش میگوید که حالا هشت ماهه است. او می‌پرسد: “شنیدی که مردم می‌گویند اولین بار که در چشمان بچۀ‌شان نگاه کرده‌اند لذت و عشق سراسر وجودشان را فراگرفته؟” سپس مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: “من هیچکدام اینها را تجربه نکردم.”

به گزارش پاتوق عشق به نقل از فرادید، روز عروسیش هم همین قدر بی‌تلاطم بود. او برای اینکه منظورش را توضیح دهد، ماجرا را با یک تئاتر مقایسه می‌کند. او می‌گوید مخاطبان نمایش روی صندلی‌ها، تحت تاثیر درام قرار می‌گیرند، اما پشت صحنه مهندسان فنی بر تحلیل ابعاد فنی رویداد متمرکزند.

زندگی بدون احساس چه شکی است؟

او با وجود آنکه در روز عروسیش در مرکز توجهات بود، اما کاملاً خود را از احساساتی که در افراد دور و برش موج می‌زد، جدا احساس می‌کرد. کالب می‌گوید: “برای من این یک تولید مکانیکی بود.” حتی زمانی که همسرش به سمت او در بالای صحنه می‌آمد، تنها حسی که به او دست داد، سرخ شدن صورت و سنگین شدن پاهایش بود؛ ذهنش به کل از لذت، خوشحالی یا حتی عشق به مفهوم سنتی کلمه تهی بود.

در واقع، کالب مدعی است که هرگز هیچ احساسی ندارد؛ نه خوب، نه بد. من او را در انجمنی اینترنتی مخصوص مبتلایان به آلکسی‌تیمیا (نوعی کوررنگی احساسی که مانع از آن می‌شود که مبتلایان احساسات متنوعی که به زندگی ما رنگ می‌دهند را درک یا ابراز کنند) پیدا کردم. این وضعیت در حدود 50 درصد مبتلایان به اوتیسم مشاهده می‌شود، اما بسیاری از “آلکسی‌”ها (اسم مخففی که خود برای خودشان انتخاب کرده‌اند) همچون کالب، ویژگی‌های دیگر مبتلایان به اوتیسم نظیر رفتار غیرقابل پیش‌بینی یا تکراری را از خود بروز نمی‌دهند.

پرده برداشتن از عمق این کوری احساسی می‌تواند، اطلاعات بیشتری از بیماری‌های جدی بسیاری از آنورکسی گرفته تا شیزوفرنی و از درد مزمن گرفته تا سندروم رودۀ مضطرب، را در اختیار ما قرار دهد.

پوسته‌های احساس

در قلب قضیه، حس جسمانی وجود دارد، نظیر اینکه ضربان قلبان در لحظۀ دیدار معشوق تندتر می‌شود یا وقتی که عصبانی می‌شوید در شکمتان بلبشویی احساس می‌کنید. مغز سپس به این احساسات ارزشگذاری می‌کند، متوجه می‌شوید که این احساس خوب است یا بد و شدت و ضعف آن را متوجه می‌شوید؛ سپس حواس جسمی بی‌شکل، شروع به شکل‌گیری می‌کنند و به یک بازنمایی آگاهانه‌ در قالب احساس می‌رسند. احساسات ممکن است ترکیب شوند، همچون غمهایی که همزمان تلخ و شیرین هستند و نهایتاً ما آنها را در قالب کلام می‌ریزیم. شما می‌توانید، ناامیدی، لذت و غیره را توصیف کنید و توضیح دهید که احساستان ناشی از چیست.

وقتی آلکسی‌تیمیا اولین بار در 1972 توصیف می‌شد، تصور این بود که مشکل از مرحلۀ آخر، یعنی مرحلۀ زبانی نشات می‌گیرد: گفته می‌شد که افراد مبتلا به آلکسی‌تیمیا در عمق وجودشان همچون دیگران احساس دارند، اما نمی‌توانند احساسشان را در غالب کلمات بیان کنند. دانشمندان به این فرضیه رسیدند که این مشکل می‌تواند ناشی از یک اختلال ارتباطی میان دو نیم‌کرۀ مغز باشد که مانع از رسیدن پیامهای نواحی احساسی مغز که عمدتاً در نیمکرۀ راستند، به نواحی زبانی مغز که عمدتاً در بخش چپ مغزند، می‌شود. کاتارینا گوئرلیش دوبره، از دانشگاه آخن می‌گوید: “شما نیاز دارید که احساساتتان منتقل شوند تا بتوانید آنچه احساس می‌کنید را به کلام درآورید.” این موضوع را می‌توان، در جایی که جراحان سعی می‌کنند با قطع فیبری که دو نیمکره را به متصل می‌کنند، صرع را درمان کنند، مشاهده کرد؛ اگرچه این اقدام تشنجها را کاهش می‌دهد، اما در پی آن بیماران از لحاظ احساسی گنگ می‌شوند. گوئرلیش دوبره با بررسی اسکن مغز افراد مبتلا به آلکسی‌تیمیا، متوجه شد که در پل ارتباطی دو نیمکرۀ این افراد، تراکم غیرعادی ارتباطی مشاهده می‌شود. این موضوع می‌تواند باعث پدید آمدن نویز در سیگنالها شود و مانع از ارتباط حسی میان دو نیمکره شود.

امروزه، وجود انواع متنوعی از آلکسی‌تیمیا به نظر قطعی می‌رسد. در حالی که برخی ممکن است در ابراز احساسات مشکل داشته باشند، دیگران (همچون کالب) ممکن است که حتی از ابتدا به وجود این احساسات آگاه نباشند. ریچارد لین، از دانشگاه آریزونا، این افراد را با کسانی که در پی آسیب به کورتکس بینایی نابینا می‌شوند مقایسه می‌کند؛ این گونه افراد با وجود داشتن چشمهای سالم، قادر به دین تصاویر نیستند. به طریق مشابه، یک اتصال عصبی آسیب دیدۀ مرتبط با پردازش احساسی، می‌تواند مانع از رسیدن احساس غم، خوشحالی یا عصبانیت به خودآگاه شوند. او می‌گوید: “احساس ممکن است فعال شود، و شما حتی پاسخ جسمی به آن دهید، اما این اتفاق بدون آگاهی شما نسبت به آن احساس روی می‌دهد.”

در همین رابطه، مطالعاتی که با اسکنهای fMRI صورت گرفته است، شواهدی از یک مشکل ادراکی اساسیتر در برخی از انواع آلکسی‌تیمیا را نشان می‌دهد. مثلاً گوئرلیش دوبره، کاهش مادۀ خاکستری در نواحی‌ای از کمربندی کورتکس که در خدمت خودآگاهی است را مشاهده کرده است، که بالقوه می‌تواند مانع از نمود آگاهانۀ احساس شود. آندره آلمان، از دانشگاه پزشکی خرونیخن هلند، مشاهده کرد که هنگامی که مبتلایان به آلکسی تیمیا به تصاویر احساسی نگاه می‌کنند، برخی از کاستی‌ها در نواحی مرتبط با توجه در مغزشان قابل مشاهده است. آلمان می‌گوید: “به نظرم این مشاهده با فرضیۀ لین کاملاً جور درمی‌آید. ما باید بپذیریم که حق با آنهاست.”

خود کالب وضعیتش را به یک “عدم ارتباط آگاهانه” که مانع از ورود احساسات به ذهنش می‌شود، توصیف می‌کند. برای مثال یک روز در مدرسه او با گروه تئاتر دانش‌آموزی کار می‌کرد. او تمام هفته تلاش می‌کرد تا افکتهای صوتی مناسب را تولید کند، اما هر کار که می‌کرد جور درنمی‌آمد. دست آخر رییسش کنترلش را از دست داد و شروع به غر زدن به او کرد. او می‌گوید: “واکنش من این بود که اتفاق غریبی در بدنم اتفاق می‌افتاد. می‌توانستم تنش را احساس کنم، مثلاً سرعت ضربان قلبم بالا می‌رفت و حواسم پرت می‌شد… ابتدا کنجکاو شدم که چه شده و سپس کاملاً کل ماجرا را فراموش کردم.” به نظر می‌رسد که هیچ رویدادی نمی‌تواند به این بی‌اعتنایی نفوذ کند. او می‌گوید: “هر چه احساسی که باید احساس کنم شدیدتر باشد، بیشتر باید تفکرم را تحت تاثیر قرار دهد. اما در واقعیت، ذهنم بازتر از همیشه می‌شود و تحلیلگرتر می‌شوم.”

یک مزیت کوچک دراین مورد وجود دارد: او بدین ترتیب به هنگام قرار گرفتن تحت فرآیندهای درمانی راحت تر می‌تواند با آنها کنار بیاید، چرا که ترس، ناراحتی و اضطرابی را که دیگران به این روندها نسبت می‌دهند، او نسبت نمی‌دهد. او می‌گوید: “من می‌توانم با درد بسیار زیاد یا تجربیات ناخوشایند کنار بیایم، چرا که می‌دانم خیلی زود، خاطرۀ احساسی مرتبطی با آن تجربه نخواهم داشت. اما این بدان معناست که خاطرات شیرین هم به همان سرعت از ذهنم پاک می‌شود.”

اتصالی عصبی

به نظر می‌رسد که آلکسی‌تیمیا با بیماری‌های گونگونی از جمله اسکیزوفرنی و اختلالات تغذیه مرتبط باشد، شاید به این خاطر که احساسات معمولاً ما را به مراقبت بهتر از سلامت جسمی و روانیمان رهنمون می‌سازد. ارایۀ تعریف بهتری از آلکسی‌تیمیا می‌تواند شناخت بهتری از این اختلالات به دست دهد. همچنین می‌تواند درک بهتری از اوتیسم به ما بدهد. با وجود تصورات اشتباهی که مردم دربارۀ مبتلایان اوتیسم دارند، دکتر جفری بِرد از دانشگاه کینگز کالج می‌گوید که نیمی از مبتلایان به اوتیسم کاملاً در درک و واکنش به دیگران توانا هستند، و آن نیم دیگر که مشکلات اجتماعی هستند، در دستۀ مبتلایان به آلکسی‌تیمیا قرار دارند. به این دلیل، او فکر می‌کند که تمایز قائل شدن میان این دو اختلال مجزا به شناخت بهتری منجر خواهد شد. در حال حاضر، سوبرداشتها اغلب مانع این می‌شود که مبتلایان به اوتیسم کمکی را که به آن نیازمندند را دریافت کنند. او می‌گوید: “یک بزرگسال مبتلا به اوتیسم که تحت نظر من بود، می‌خواست که پرستار شود، اما به او گفته بودند که تو “همدردی نداری و نمی‌توانی این شغل را داشته باشی.” تحقیق ما نشان می‌دهد که بسیاری از مبتلایان به اوتیسم کاملاً در زمینۀ احساسات نورمال هستند.”

تحقیقات بیشتر همچنین می‌تواند در روشن ساختن ارتباط مبهم میان آلکسی‌تیمیا و اختلالات موسوم به “روان‌تنی” از قبیل سندرم رودۀ تحریک‌پذیر، راهگشا باشد. لین بر این باور است که این اتفاق ناشی از نوعی “اتصالی” است که در مغز روی می‌دهد و از کوری احساسی ناشی می‌شود. او می‌گوید که در حالت عادی، درک خودآگاهانۀ احساسات می‌تواند به کاهش تاثیرات جسمی مرتبط با آن احساس منجر شود. لین می‌گوید: “اگر بتوانید خودآگاهان پردازش کنید و احساس اجازۀ تکامل دهید-اگر که بخشهای پیشانی مغز را درگیر کنید، مکانیسمهایی که را که تاثیر ماژولار بالا به پایینی بر فرآیندهای جسمی دارند را به کار می‌گیرید.” با این وجود، بدون خروجی احساسی، ذهن ممکن است روی احساسات جسمی گیر کند و پاسخها را تشدید کند. این موضوع را گوئرلیش دوبره اینگونه بیان می‌کند: “آنها نسبت به اداراکات جسمی شدیداً حساسند، و قادر نیستند روی چیز دیگری متمرکز شوند، و این می‌تواند دلیل درد مزمن باشد.”

به نظر می‌رسد که حس‌های جسمی بر توصیف کالب از موقعیت‌های دشوار، نظیر دوره‌های دوری از خانواده، غلبه دارند. او می‌گوید: “تا جایی که می‌دانم، دلم برای کسی تنگ نمی‌شود. اگر جایی بروم، و کسی را برای دوره‌ای طولانی نبینم، قضیۀ هر آنکه از دیده برفت از دل برود، پیش می‌آید. اما وقتی که چند روزی پیش زنم یا بچه‌ام نباشم، از لحاظ جسمی دچار حس نوعی فشار و استرس می‌شوم.”

برقراری ارتباط‌ دوباره با احساسات از دست رفته

روزنۀ امید این است که نهایتاً پزشکان ممکن است که بتوانند منشا آلکسی‌تیمیا را در فرد پیدا کنند و از رشد بهمن‌وار تاثیراتش جلوگیری کنند. کالب فکر می‌کند که آلکسی‌تیمیا در او با تولد ظاهر شده و می‌تواند ژنتیک باشد. سالهای رشد و نفوذ احساسی والدین نیز می‌توانند در بروز این بیماری نقش ایفا کنند. بروز آلکسی‌تیمیا در برخی افراد نیز می‌تواند ناشی از آسیب (تراما)یی باشد که توانایی فرد در پردازش برخی یا کلیه احساسات را از بین می‌برد.

لین، برای نمونه یکی از بیمارانش به نام پاتریک داست را معرفی کرد. او از سوی پدر الکلیش مورد آزار خشن قرار می‌گرفت. تجربیاتی که او را به مرگ نزدیک می‌کرد. او می‌گوید: “یک شب وقتی که به خانه آمد، یک جدال لفظی شدید میان مادرم و او اتفاق افتاد. او گفت که می‌روم و شاتگانم را می‌آورم و همۀتان را می‌کشم… ما به خانۀ همسایه فرار کردیم و به پلیس زنگ زدیم.” تا دهه‌ها بعد، او در تفسیر و درک احساساتش، به خصوص ترس و عصبانیتی که نسبت به والدینش احساس می‌کرد، دچار مشکل بود. او عامل ابتلایش به فیبرومیالژیا – درد مزمن که در کل بدن منتشر می‌شود- و اختلال تغذیه‌اش را همین می‌داند.

داست با راهنمایی‌هایی که در ابتدا از لین دریافت کرد و سپس با تلاش خودش، قادر شد تا با گذشته‌اش ارتباطی دوباره برقرار کند و با احساساتی که زندانی کرده بود دوباره مرتبط شود. او فکر می‌کند که این موضوع در بهبود نسبی فیبرومیالژیایش موثر بوده است. او توضیح می‌دهد: “من به وجود عصبانیت شدیدی را که بدون واقف بودن به آن احساس می‌کردم پی بردم. این مهمترین کاری ات که در زندگیم کرده‌ام.” او کتابی در مورد روندی که طی نموده، نوشته است.

زندگی بدون احساس چه شکی است؟

کالب نیز به سراغ یک درمانگر رفتار شناختی رفته تا به او در درک اجتماعی کمک کند، و او حالا با سعی آگاهانه بهتر می‌تواند احساسات جسمانی را تحلیل کرده با آن را به احساساتی که دیگران دارند، معادلسازی کند. اگرچه این درمان به نوعی جنبۀ آکادمیک دارد، اما این فرآیند به او کمک می‌کند تا تلاش کند تا احساسات همسرش را درک کند و درک کند که چرا او به این شکل رفتار می‌کند.

با این وجود، همۀ مبتلایان به آلکسی‌تیمیا ثبات قدم و صبوری او را ندارند. و همه نمی‌توانند، همچون او شریکی که با چنین شرایطی کنار بیاید را برای زندگیشان بیابند. او می‌گوید: “همسر من درک زیادی دارد… او درک می‌کند که درک من از چیزهایی چون عشق قدری متفاوت است.” در مقابل، همسر او می‌تواند روی ثبات شخصیت شوهرش حساب باز کند. او کسی نیست که غلیان احساسات دست به کاری بزند. او می‌گوید: “موضوع این است که رابطۀ من با همسر یک انتخاب آگاهانه بوده است.” او از روی هوس رفتار نمی‌کند، بلکه تصمیمش برای مراقبت و همراهی با زنش، کاملاً ارادی و آگاهانه بوده است. این ویژگی به خصوص در هشت ماه گذشته که فرزندشان به دنیا آمده به این زوج کمک کرده است. کالب می‌گوید: “وضعیت من به این معنی است که اگر درگیر شرایطی سخت باشیم، مثلاً وقتی که کودکمان کل شب گریه کند، رابطۀ‌مان به خطر نمی‌افتد، چرا که ارتباطی بر مبنای احساس میان این دو نیست.”

کالب اگرچه با تولد کودکش یا مراسم عروسیش به اوج شور و شادی نرسیده، اما بیشترِ زندگیش را صرف درون نگری کرده و به دنبال آن بوده تا حواس خود و اطرافیانش را درک و احساس کند. نتیجه اینکه، بی شک او یکی از فکورترین و خودآگاه‌ترین افرادی است که تا به حال فرصت مصاحبه باهاشان را داشته‌ام. کسی که ظاهراً خودش و محدودیتهایش را به صورت کامل می‌شناسد.

او در نهایت می‌خواهد که بر این موضوع تاکید کند، کوری احساسی باعث نامهربان بودن یا خودخواهی فرد نمی‌شود. او می‌گوید: “شاید باورش سخت یاشد، اما ممکن است فردی کاملاً از احساسات و تخیل که بخش بزرگی از انسانیت ما را تشکیل می‌دهد، جدا باشد، و با این همه بدون قلب و روانپریش هم نباشد.”

۰۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۲۶ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

فلسفه عشق در نگاه اول | پست ویژه


eshgh.negahe.avalبهار را فصل عاشقی نام نهاده اند و گفته اند در این روزها، آدم ها همدیگر را بیشتر دوست داشته اند. می گویند در این فصل، همچنان که درخت ها سبز می شوند و گل ها شکوفه می دهند و میوه ها آماده رسیدن می شوند، انسان ها هم روحیه شاعرانه تری پیدا می کنند.

نت شهر: می گویند همانطور که سبزه ها بلند می شوند و در هم می لولند، همانطور که چلچله ها روی درخت ها می خوانند و چشمه ها می جوشند، آدم ها هم تولدی دوباره می یابند و عاشقی پیشه می کنند. شاعران بسیاری درباره این فصل و عاشقی نوشته اند و نویسندگان بسیاری درباره اش داستانسرایی کرده اند اما می توان بهار را فصل عاشقی نامید؟ اصلا عشق وجود دارد؟ اصلا می توان عاشق شد؟ آیا می توان عشق را همان نیازهای طبیعی و جسمی دانست؟ فرق عشق و دوست داشتن چیست؟

این هم بهانه ای برای نوشتن درباره عشق و دوست داشتن. امیدوارم همه دوستانی که خواسته بودند در این باره بنویسم، با خواندن ادامه این مطلب به هدفشان برسند.

آیا عشق وجود دارد؟

پیش از اینکه درباره عشق بنویسیم، بیاییم درباره خود مفهوم عشق فکر کنیم. آیا عشق وجود دارد؟ این سوال، ذهن بسیاری را به خود درگیر کرده است و اما جواب ...

یکی از نکات جالب این پرسش این است که به تعداد آدم های به دنیا آمده و به دنیا نیامده، می توان برایش جواب های متفاوت داد و جالب اینجاست که وقتی دقیق می شویم، می بینیم که هر کدام از این افراد، ممکن است حرف درستی بزنند.

یک دسته از افراد به طور کلی عشق را رد می کنند و می گویند چیزی به اسم عشق وجود ندارد و عشق همان تمنای جسمانی افراد است. آنها معتقدند برای ادامه زندگی، تولد فرزندان و در نهایت تداوم نسل بشر، دو جنس باید به هم نزدیک شوند و این یک خواسته طبیعی است اما مگر کسی گفته که عشق غیرطبیعی است؟ آیا عشق نمی تواند سرچشمه در نیازهای طبیعی داشته باشد؟

در مقابل دسته اول، گروهی وجود دارند که ریشه همه مسائل را در عشق می بینند و فکر می کنند که بدون عشق، زندگی معنایی ندارد. آنها انسان را فراتر از یک موجود جسمانی می بینند و به باورشان هرگاه آدم در نیازهای مادی اش گرفتار شود، نمی تواند عشق واقعی را تجربه کند. با این توصیف، اصلا عشق واقعی چی هست؟ چرا انسان باید نیازهایش را نادیده بگیرد؟

گروه سومی هم هستند که این دو گرایش را با هم آشتی می دهند و به همه چیز نگاهی عقلانی دارند. این دسته، نیازهای انسانی را به همه روحیاتش پیوند می زنند و می گویند که انسان را نمی توان به طور مجزا بررسی کرد اما دیدگاه این گروه با عشق، جور درمی آید؟ مگر عشق آن نیست که عاشق دل به معشوق می بندد و به جز او هیچ نمی بیند؟ مگر عشق می تواند همنشین عقل شود؟

همچنان که چند سطر بالاتر نوشتم، به تعداد ابنای بشر، جواب متفاوت درباره عشق و عاشقی وجود دارد و این تقسیم بندی سه گانه می تواند هزاران یا میلیاردها زیرشاخه داشته باشد. حتی در میان این دسته ها، افرادی عشق را چنان تحقیر می کنند که با بوی جوراب مقایسه اش می کنند و فکر می کنند دوران عاشقی به سر آمده است اما نگرش سوم ما را به سمتی می برد که آن را با عنوان دوست داشتن، از عشق جدا می کنند.

تفاوت عشق و دوست داشتن

بسیاری از ما به تفاوت های بین عشق و دوست داشتن توجهی نکرده ایم، در حالی که این دو مفهوم، در عین شباهت ها تفاوت های زیادی با هم دارند. علی شریعتی در این رابطه می نویسد: «عشق جوششی یک جانبه است. به معقوش نمی اندیشد که کیست؟! یک «خودجوشی ذاتی» است، و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد یا همواره یکجانبه می ماند و گاه، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجاست که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند، احساس می کنند که همدیگر را نمی شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پس از عشق - که درد کوچکی نیست - فراوان است.»

فکر می کنم شریعتی به خوبی به تفاوت های بین عشق و دوست داشتن پرداخته است و نشان می دهد که این دو با هم تفاوت های بسیاری دارند. او مفهوم دوست داشتن را اما به عشق ترجیح می دهد و می نویسد: «اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می آید، در حقیقت، در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند، و پس از «آشنا شدن» است که خودمانی می شوند - دو روح، نه دو نفر، که ممکن است دو نفر با هم در عین رودربایستی ها، احساس خودمانی بودن کنند و این حالت به قدری ظریف و فرّار است که به سادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد - و سپس طعم خویشاوندی، و بوی خویشاوندی، گرمای خویشاوندی، از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان، خود به خود، دو همسفر به چشم می بینند که به پهن دشت بیکرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افق های روشن و پاک و صمیمی «ایمان» در برابرشان باز می شود و نسیمی نرم و لطیف - همچون یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه دردآلود نیایشش، مناره تنها و غریب آن را به لرزه می آورد.»

اما آیا دوست داشتن واقعا برتر از عشق است. بدون اینکه بخواهیم نظریه دکتر شریعتی را رد کنیم، بیاییم به یک مثال فکر کنیم. مادر، عاشقانه فرزندش را دوست دارد. بعضی ها این عشق را چنان عمیق می بینند که مادر مثلا کاستی های بچه اش را نمی بیند. مثالی وجود دارد که مادر سوسک، به بچه اش می گوید: «قربون پای بلوریت برم.»

یعنی مادر، بی آنکه فکر کند، عاشق بچه اش است. آیا این دوست داشتن در این مورد، برتر از عشق است؟ آیا عشق زن و مردی که در یک نگاه به هم دل باخته اند و سال ها عاشقانه در کنار هم زیسته اند، بی آنکه اشکالی در هم ببیند، کمتر از دوست داشتن است؟ هر کس پاسخ خود را دارد و اشکالی هم وارد نیست.

عشق و فلسفه

در میان فلاسفه هم حرف واحدی درباره عشق وجود ندارد اما تقریبا بسیاری از آنها عشق را جدی نگرفته اند و حق هم دارند، چون عشق، معمولا با عقل جور در نمی آید. مثلا هگل، عشق را در بنیاد خانواده می بیند. زن و مردی به همدیگر علاقمند می شوند و سپس ازدواج می کنند. به این ترتیب، یکی از ابعاد عشق که فلسفه هگل بسیار بر آن تاکید می شود، جنبه وحدت بخشی آن است؛ به خصوص در تحلیلی که او از تشکیل خانواده به دست می دهد، این مهم نقش اساسی ایفا می کند.

به تعبیر هگل، زن و شوهر، از شخصیت های مستقل شان صرف نظر می کنند و به این ترتیب به شخصیتی واحد بدل می شوند. زناشویی، آگاهی بر یگانگی خود و دیگری است و این یعنی عشق. بر همین اساس طلاق نیز، به واسطه آنکه این پیوند روحانی و اخلاقی را از هم می گسلد، غیراخلاقی است و باید به تاخیر افتد. بنابراین عشق نه تنها وحدت بخش است، بلکه عنصری اساسا اخلاقی به شمار می رود.

امانوئل کانت که کلا بی خیال عشق است. او عشق معنوی را که به طور کلی ندیده می گیرد، چون با عقل جور درنمی آید و توجه به نیازهای جسمی را هم کلا پست می داند، حتی در ازدواج. این نظریه از عقاید هگل هم سختگیرانه تر است اما می توان ریشه هر دو عقیده را در آیین کاتولیک دید، آنجا که کشیشان ازدواج نمی کنند و این نکته را حقیر می دانند یا حتی در برخی از گرایش های عرفان یهودی که به ترک دنیا، تاکید می کنند.

نیچه هم به عشق باوری ندارد، هر چند خودش بارها تلاش کرد تا عشق را تجربه کند و ناموفق بود. او تحت تاثیر شوپنهاور، هدف از عشق را استمرار نوع انسان می داند و تولد ابرمرد برای ایجاد اخلاق با یک ارزش گذاری جدید.
نیچه می گوید که همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر، اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه در نظر نیچه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست.

حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی است، برای نیچه خنده دار است، زیرا او هم چیز را طبق خواست قدرت می داند. همه اینها باعث می شود که نیچه عشق را فریبنده و ویرانگر بداند نه نجات بخش. او می گوید که با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده، دل شکسته و پرغرور خود را پنهان می کنند اما آیا اگر نیچه در زندگی اش، به عشق سالومه می رسید، باز هم چنین می گفت؟

اما فلاسفه جدیدتر، نگاهی مثبت تر به عشق دارند. مثلا عشق برای لویناس وضعیت آگاهی مداوم و پیوسته از دیگری است، یعنی وضعیتی که در آن حس مسئولیت ما هیچ گاه به خواب نمی رود و همیشه هوشیار است. پس در حقیقت، مسئولیت اخلاقی در قبال دیگری یک تکلیف مستمر و یک وضعیت بیخوابی است. انگار او از روباهی حرف می زند که وقتی اهلی اش کردیم، مسئولیتش را به عهده می گیریم. یا هایدگر، خود رابطه ای عاشتقانه را تجربه کرده و می گوید اگر اشعار عاشقانه هولدرلین را نمی خواند و عشق را تجربه نمی کرد، فلسفه اش عمق زندگی را کشف نمی کرد.

در میان نویسنده ها بعضی ها مثل جیمز جویس، معتقدند که عشق کلا وجود ندارد و بعضی مثل کامو، عشق را راه فراری از پوچی می دانند. می توان افراد زیادی در میان هر دو دسته کامو و جویس قرار داد؛ نویسندگانی که ممکن است با گرایش متفاوت دوستشان داشته باشیم.

روباه خود را اهلی کنید

حالا بیاییم یک بار دیگر ماجرا را مرور کنیم. می گویند عشق جلوی عقل را می گیرد. حالا وقتی از عشق کور حرف می زنیم، چطور می توان به مدیریت دوست داشتن فکر کرد؟ یعنی چطور می توان به این تداوم یک رابطه عاشقانه فکر کرد؟ آیا عشق بعد از ازدواج از بین می رود.

می خواهم به حرف های لویناس برگردیم. او عاشق را در مقابل معشوقش مسئول می داند. شاید باید شازده کوچولویی به ماجرا نگاه کرد. شما اگر به گلی علاقمند شوید، باید به آن گل آب بدهید، چون گل نیازمند آب است.
اگر به انسانی ابراز علاقه کردید، فرد را نیازمند احساسات  و عواطفی می کنید که در او شکل داده اید.

پس با ابراز علاقه و ایجاد نیاز در فرد، نمی توانید از زیر بار حداقل خواسته ها و مسئولیت هایی که ایجاد کرده اید، شانه خالی کنید. شاید باید همه این حرف ها را گذاشت برای دنیای آدم بزرگ ها و بی خیال همه این چیزها زندگی کرد و اگر وقتش بیاید، عاشق شد.

جملات قصاری درباره عشق و دوست داشتن

* عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. (دکتر علی شریعتی)

* شما 20 سال بر سن معشوقتان بیفزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را بر احساستان مطالعه کنید. آیا باز هم عاشق او هستید؟ (شوپنهاور)

* عشق در لحظه ای پدید می آید، دوست داشتن در امتداد زمان؛ این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. (ویکتور هوگو)

* عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. (شریعتی)

* عشق فقط یک دروغ است که توسط مردان ساخته شده تا به وسیله آن به اهدافشان برسند. (گابریل گارسیا مارکز)

* آگاه باشید! دوست داشتن و عشق ورزیدن را باید احساس کرد. (آندره موروا)

* عشق، امری کاملا باطنی و ذاتی و مربوط به نفس خود ماست و ما موجوداتی را که حقیقی باشند دوست نداریم، بلکه موجوداتی را دوست داریم که خود، آنها را آفریده ایم. (مارسل پروست)

* ترس از عشق، ترس از زندگی است، آنان که از عشق می گریزند، مردگانی بیش نیستند. (برتراند راسل)

* آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت گیرد، حتما عشقی بدون ازدواج در آن رخنه خواهد کرد. (بنیامین فرانکلین)

۰۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۰۰ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

چگونه فردی را عاشق خود کنیم؟ - پست ویژه ی پاتوق عشق

عاشق کردن یک فرد خاص

یکی از سوالای که مکرراً پرسیده می‌شود این است که “آیا می‌توانید با استفاده از قانون جاذبه یک فرد خاص را مجذوب خود کرد؟” خوشبختانه پاسخ آن مثبت است.

در این مطلب برای شما توضیح می دهیم که چگونه میتوان یک پسر یا دختر را عاشق خود کنیم ؟

عشق یکی از مهمترین احساسات موجود در این جهان است. وقتی صحبت از پول، شغل و خیلی چیزهای دیگر به میان می‌آید آدمها برای نشان دادن آن سختی زیادی متحمل نمی‌شوند. اما در مسائل احساسی، اگر آن چیزی که می‌خواهید را به دست نیاورید، دچار درد عمیقی می‌شوید. کسی که دوستش دارید، آن فرد خاص، مهمترین فرد برای شماست و حتی کل دنیا نمی‌تواند برایتان جایگزین او شود. خبر خیلی خیلی خوبی برایتان داریم. شما می‌توانید کسی که دوست دارید را مجذوب خودتان کنید. پس همین امروز روش ما را امتحان کنید.

میل و ناامیدی – باید ناامیدی را کنار بگذارید

بااینکه میل یک انرژی مقدس است و انرژی خلقت محسوب میگردد، ناامیدی دقیقاً عکس آن و انرژی مخرب است. وقتی تمایلات برآورده نشوند، جای آن ناامیدی می‌آید. بااینکه میل و اشتیاق انرژی خوب و پاک است، ناامیدی یک انرژی منفی بسیار قوی است. میل و اشتیاق ارتعاشات جذب کردن را در شما ایجاد می‌کند اما ناامیدی دقیقاً ارتعاشاتی متضاد این یعنی دور کردن را می‌سازد. وقتی عاشق می‌شوید، بذر مقدس میل و اشتیاق در شما کاشته می‌شود. بنا به هر دلیلی اگر این اشتیاق و میل برآورده نشود، ناامیدی وارد می‌شود. پس اولین قدم برای از بین بردن این ناامیدی است. همه ناامیدی‌ها را دور بریزید.

چطور ناامیدی‌ها را از بین ببرید؟

ساده‌ترین راه برای از میان برداشتن ناامیدی‌ها، فراموش کردن است. خودتان را با نور عشق الهی و معنوی جهان احاطه کنید. یک نور عشق معنوی را تجسم کنید، یک تشعشع از نور عشق خداوندی. خود را تسلیم آن نور کنید. این نور است که شما را خلق کرده است، همه آنچه که دارید را به شما داده و این عشق خیلی ساده دوستتان دارد. این نور بخشنده است، نوری 100 درصد پاک است و آنقدر قوی هست تا بتواند واقعیتی زیبا فراتر از تجسمات معمولی شما ایجاد کند. وقتی عاشق می‌شوید این نور خیلی آرام به شما می‌گوید چه بکنید، فقط باید به او گوش دهید. پس همه چیز را فراموش کنید، تسلیم این نور شوید و زندگی جدیدی را شروع کنید. همین امروز خودتان را تسلیم آن نور معنوی کنید و بگذارید آن نور آینده‌ای روشن برایتان بسازد.
وقتی اینکار را کردید، هر وابستگی به نتیجه را از خود دور کنید. حالا قسمت بهتر آن شروع می‌شود.

ساختن یک زندگی زیبای عاشقانه

وقتی هر نوع وابستگی به آن فرد را از خود دور کردید، یک پیام بسیار قوی به جهان فرستاده‌اید که برای شروع یک زندگی زیبای عاشقانه آماده‌اید. اگر قبلاً عشقتان یک‌طرفه بود، الان وقت آن رسیده که رابطه‌ای دو‌طرفه را تجربه کنید. شما قهرمان  تئاتر ذهن خودتان هستید. فیلم شما در ذهن خودتان است و فیلمتان واقعیت شما را می‌سازد. شما کنترل 100 درصد روی تخیلاتتان دارید و از آن برای ساخت واقعیتی به انتخاب خود هوشمندانه استفاده می‌کنید.

حالا تصور کنید که معشوقتان عاشق شماست. قبلاً این شما بودید که عاشق او بودید و حالا تصور کنید که این اوست که عاشق شماست. “معشوقتان عاشق شماست” و می‌بینید که اشتیاق و میلتان برآورده شده است. چه حسی دارید؟ هزار مرتبه با خودتان تکرار کنید، “….. منو دوست داره”. ببیند در 7-5 روز آینده چه اتفاقی می‌افتد. تغییر انرژی را در خود مشاهده کنید. ببینید چه حسی دارید. معشوقتان را عاشق خودتان تجسم کنید. احساساتتان را بررسی کنید. در ذهنتان با معشوقتان صحبت کنید. چه حسی دارد؟

اگر این مرحله را به درستی انجام دهید، به خودتان می‌خندید که برای چه اینقدر ناامید بودید. و آنوقت است که دنیا به رویتان لبخند می‌زند. احساس قدرت بیشتری می‌کنید. با خودتان فکر می‌کنید که چرا همه چیز را اینقدر سخت می‌دیده‌اید و چرا قبلاً نمی‌توانسته‌اید فراموش کنید؟

بررسی عشق

این روش‌ها که شما را از احساسات ناامیدانه‌تان بیرون می‌کشد و باعث می‌شود احساس کنید برنده هستید. این افکار و احساسات مثبت می‌آیند و باعث می‌شوند فکر کنید که آیا آن فرد را بخاطر عشق می‌خواسته‌اید یا فقط به این خاطر که نفستان را ارضا کنید. در بسیاری از موارد، ناامیدی که برمی‌گردد، به دلیل عشق نیست، بلکه به دلیل پیروزی است. حالا در اعماق قلب خود می‌دانید که آیا آن فرد را واقعاً دوست می‌دارید یا نه.

اگر متوجه شدید که عشقتان واقعی است، مرحله زیر خیلی برایتان مهم است:

عشق – قدرت پشت خلقت

درک کنید که عشق قدرتمندترین انرژی در جهان است. با عشق می‌توانید هر چیزی خلق کنید، قلب، روح و فکر هر کسی را به دست ،د که این هدف فقط و فقط زمانی اتفاق می‌افتد که ارتعاشات احساسات شما بالا باشد. ناامیدی مثل چاهی عمیق است که ارتعاشات آن بسیار پایین است. عشق و حق‌شناسی بالاترین حد ارتعاشات را دارند.
اگر اینکار را درست انجام دهید، احساساتتان در این مرحله باید اینگونه باشند:

  1. ناامیدی صفر. متعجب می‌شوید که آنهمه ناامیدی به کجا رفته است.
  2. شدیداً احساس شادی می‌کنید زیرا رابطه‌ای زیبا و عاشقانه ساخته‌اید و به روشنی آن را دیده و حس کرده‌اید.
  3. یک رابطه کامل و شاد بین شما و جهان که فقط و فقط شکرگذار آن هستید.

رابطه ایدآل شما خود را نشان خواهد داد. 60،000 فکر در روز کارمای (karma) فکر شماست. اگر در 80 درصد از این افکار عشق و حق‌شناسی باشد، رابطه زیبایی که خلق خواهید کرد فرای تصورتان خواهد بود.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آنرا با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

همچنین نظرات خودتان در مورد جذب یک فرد خاص را در پایین صفحه با ما در میان بگذارید.

۰۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

علمی :| ریشه عشق :|


واژهی «عشق»، که در فارسی «اِشق» تلفظ میشود، در ادبیات فارسی و عرفان ایرانی جایگاهی برجسته دارد. شاید بتوان گفت که شاعران گوناگون فارسیزبان کمتر واژهای را به اندازهی عشق به کار برده باشند. با این حال چنین مینماید که تا کنون چندان پژوهشی که بر پایهی دستاوردهای نوین زبانشناسی تاریخی استوار باشد دربارهی آن نشده است. در این نوشتهی کوتاه داتار (= مؤلف = author) این اندیشه را پیش مینهد که واژهی عشق ریشهای هند-و-اروپایی دارد. این پیشنهاد بر پایهی پژوهشهای ریشهشناختی استوار است. داتار امیدوار است که این نوشته انگیزهای باشد برای جستجوهای بیشتر دربارهی این واژه و دیگر واژههای کم شناختهی زبان فارسی، تا ایرانیان زبان فارسی را بهتر بشناسند و به ارزشها و توانمندیهای والای آن پی ببرند. این نوشته برآیند ِ فرعی ِ پژوهشی است که نویسنده در پدید آوردن «فرهنگ ریشهشناختی اخترشناسی و اخترفیزیک (انگلیسی-فرانسه-فارسی دنبال میکند.

ریشهشناسی

نویسنده بر این باور است که «عشق» میتواند با واژهی اوستایی - به معنای ِ «خواستن، میل داشتن، آرزو کردن، جستجو کردن» پیوند داشته باشد، که دارای جدا شدههای زیر است: -aēša «آرزو، خواست، جستجو»؛ išaiti «میخواهد، آرزو میکند»؛ -išta «خواسته، محبوب»؛ -išti «آرزو، مقصود». همچنین پیشنهاد میکند که واژهی عشق از اوستایی -iška* یا چیزی همانند آن ریشه میگیرد. پسوند ka- در پایین بازنموده خواهد شد.

واژهی اوستایی - همریشه است با سنسکریت -e «آرزو کردن، خواستن، جُستن»؛ -icchā «آرزو، خواست، خواهش»؛ icchati «میخواهد، آرزو میکند»؛ -ita «خواسته، محبوب»؛ -iti «خواست، جستجو»؛ واژهی ِ زبان ِ پالی -icchaka «خواهان، آرزومند». همچنین، به گواهی شادروان فرهوشی، این واژه در فارسی ِ میانه به دیسهی ِ (= صورت ِ) išt «خواهش، میل، ثروت، خواسته، مال» باز مانده است. -- برای ِ آگاهی ِ بیشتر از واژهی ِ «دیسه» = form به «فرهنگ ریشهشناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» رجوع کنید.

واژههای اوستایی و سنسکریت از ریشهی پوروا-هند-و-اروپایی -ais* «خواستن، آرزو کردن، جُستن» میآیند که دیسهی اسمی آن -aisskā* است به معنای «خواست، میل، جستجو». بیرون از اوستایی و سنسکریت، چند زبان دیگر شاخههایی از آن واژهی پوروا-هند-و-اروپایی را حفظ کردهاند: اسلاوی کهن کلیسایی isko, išto «جستجو کردن، خواستن»؛ iska «آرزو»؛ روسی 'iskat «جستجو کردن، جُستن»؛ لیتوانیایی ieškau «جستجو کردن»؛ لتونیایی iēskât «جستن شپش»؛ ارمنی 'aic «بازرسی، آزمون»؛ لاتین aeruscare «خواهش کردن، گدایی کردن»؛ آلمانی بالای کهن eiscon «خواستن، آرزو داشتن»؛ انگلیسی کهن ascian «پرسیدن»؛ انگلیسی ask.

اما دربارهی ریشهی سنتی ِ عشق. لغتنامه نویسان واژهی عشق را به عَشَق (ašaq') عربی به معنای «چسبیدن» (منتهیالارب «التصاق به چیزی» (اقربالموارد) پیوند دادهاند. نویسندهی غیاثاللغات میکوشد میان «چسبیدن، التصاق» و عشق رابطه بر قرار کند: «مرضی است از قسم جنون که از دیدن صورت حسن پیدا میشود و گویند که آن مأخوذ از عَشَقَه است و آن نباتی است که آن را لبلاب گویند چون بر درختی بپیچد آن را خشک کند همین حالت عشق است بر هر دلی که طاری شود صاحبش را خشک و زرد کند.»

از آنجا که عربی و عبری جزو ِ خانوادهی زبانهای سامیاند، واژههای اصیل سامی معمولا در هر دو زبان عربی و عبری با معناهای همانند اشتقاق مییابند. و جالب است که «عشق» همتای عبری ندارد. واژهای که در عبری برای عشق به کار میرود احو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) خویشاوندی دارد. واژهی دیگر عبری برای عشق «خَشَق» (xašaq) است به معنای «خواستن، آرزو کردن، وصل کردن، چسباندن؛ لذت»، که در تورات عهد عتیق بارها به کار رفته است (برای نمونه: سِفر تثنیه ۱۰:۱۵، ۲۱:۱۱؛ اول پادشاهان ۹:۱۹؛ خروج ۲۷:۱۷، ۳۸:۱۷؛ پیدایش ۳۴:۸).

بنا بر ا ُستاد سکات نوگل، واژهی عبری xašaq و عربی ašaq' همریشه نیستند. واک ِ «خ» عبری برابر «ح» یا «خ» عربی است و «ع» عبری برابر «ع» یا «غ» عربی، ولی آنها با هم در نمیآمیزند. همچنین، معمولا «ش» عبری به «س» عربی میترادیسد و برعکس. از سوی دیگر، همانندی معنایی این دو واژه در عربی و عبری تصادفی است، چون معنای ریشهی آغازین آنها یکی نبوده است. خشق عبری به احتمال در آغاز به معنای «بستن» یا «فشردن» بوده است، چنانکه برابر آرامی آن نشان میدهد. همچنین، ا ُستاد ورنر آرنولد تأکید میکند که «خ» عبری در آغاز واژه همیشه در عربی به «ح» میترادیسد و هرگز «ع» نمیشود.

نکتهی جالب دیگر اینکه «عشق» در قرآن نیامده است. واژهی بهکاررفته همان مصدر حَبَّ (habba) است که یاد شد با جداشدههایش، برای نمونه دیسهی اسمی حُبّ (hubb). همچنین دانستنی است که در عربی نوین واژهی عشق کاربرد بسیاری ندارد و بیشتر حَبَّ (habba) و دیسههای جداشدهی آن به کار میروند: حب، حبیب، حبیبه، محبوب، و دیگرها.

نگاهی به فردوسی

چنانکه میدانیم، فردوسی برای پاسداری و پدافند از زبان فارسی از به کار بردن واژههای عربی کوشمندانه خودداری میکند. با این حال واژهی عشق را به آسانی به کار میبرد با اینکه آزادی شاعرانه به او امکان میدهد واژهی دیگری را جایگزین عشق کند. میتوان پرسید، چرا فردوسی واژهی حُب را که واژهی اصلی و رایج عشق است در عربی و مانند عشق یک هجایی است، و بنابراین وزن شعر را به هم نمی‌‌زند، به کار نمیبرد؟ نویسنده به این باور میگراید که خداوندگار شاهنامه با اینکه شناخت امروزین ما را از زبان و ریشهشناسی واژههای هند-و-اروپایی نداشته به احتمال میدانسته که عشق واژهای فارسی است.

بخندد بگوید که ای شوخ چشم ------------ ز عشق تو گویم نه از درد و خشم
نباید که بر خیره از عشق زال ------------- نهال سر
افکنده گردد همال
پدید آید آنگاه باریک و زرد ------------- چو پشت کسی کو غم عشق خورد
دل زال یکباره دیوانه گشت ------------- خرد دور شد عشق فرزانه گشت

جالب است بدانیم که فردوسی خود واژهی عشق را چگونه مینوشته است. به احتمال بی «ع»، به دیسهی «اِشق» یا حتا «اِشک»! اما پی بردن به این نکته آسان نمینماید، زیرا کهنترین دستنوشت بازماندهی شاهنامه به درحدود دو سده پس از فردوسی برمیگردد. دقیقتر گفته باشیم، نسخهای است که در تاریخ ۳۰ محرم ۶۱۴ قمری رونویسی آن به پایان رسیده (برابر با دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۵۹۶ گاهشماری خورشیدی ایرانی و ۱۵ ماه مه ۱۲۱۷ میلادی).

برآیند

کوتاهانه، ما روال زیر را برای هست شدن واژهی عشق پیشنهاد میکنیم: پوروا-هند-و-اروپایی -ais* «خواستن، میل داشتن، جُستن»، -aisska* «خواست، خواهش، جستجو > اوستایی - «خواستن، آرزو کردن، جُستن» و > -iška* «خواست، خواهش، میل».

پسوند ka- در اوستایی کاربرد بسیار دارد و برای نمونه در واژههای زیر دیده میشود: -mahrka «مرگ»؛ -araska «رشک، حسد»؛ -aδka «جامه، ردا، روپوش»؛ -huška «خشک»، -pasuka «چهارپا، ستور» ( در پهلوی pasu و pah «چهارپا، گله، رمه»؛ در گویش تاتی کرینگانی «پس» = «گوسفند»؛ در فارسی رسمی «شبان» و «چوپان» از pasu.p n* -drafška «درفش»؛ -dahaka «گزنده(؟)، ضحاک (با -aži و دیگرها.

واژهی اوستایی به احتمال واژهی išk* را در فارسی میانه پدید آورده است که به عربی راه یافته است. دربارهی چگونگی گذر این واژه به عربی میتوان دو امکان به تصور آورد. نخستین آن است که išk* در دوران ساسانیان، که ایرانیان بر جهان عرب تسلط داشتند (بهویژه بر حیره، بحرین، عمان، یمن، و حتا حجاز) به عربی وارد شده است. برای آگاهی بیشتر از چگونگی تأثیر فارسی بر عربی در دوران پیش از اسلام رجوع کنید به کتاب خواندنی آذرتاش آذرنوش «راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی»، چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۵۴. ترادیسی ِ واک ِ فارسی ِ «ک» به عربی ِ «ق» کمیاب نیست، چند نمونه: کندک > خندق، زندیک > زندیق، کفیز > قفیز، کوشک > جوسق، کاسه > قصعَه (به نوشتهی ِ المعرب جوالیقی، منتهیالارب، اقربالموارد).

جالب است که در این واپسین واژه (قصعَه) نه تنها «ک» به «ق» ترادیسیده شده، دو واک ِ «ص» و «ع» هم، که ویژهی ِ زبانهای ِ سامیاند، پدید آمدهاند. نمونهی دیگری از ترادیسی به «ع» را در نام ِ جزیره و شهر ِ آبادان میبینیم، که در عربی عبّادان خوانده میشود. باید گفت که دیسهی ِ کهن ِ آبادان، بنا بر بطلمیوس (Ptolemaeus اخترشناس و جغرافیدان نامور سدهی دوم میلادی Apphana یا، به نوشتهی مرسیان (Marcian جغرافیدان سدهی چهارم میلادی، Apphadana است. در اینجا نیز مصوت ِ نخستین به «ع» ِ عربی دگرگون شده است. بنا بر پژوهش زندهیاد فرهوشی، دیسهی اصلی نام این جزیره از فارسی ِ باستان ِ -āppā گرفته شده است، از āp به معنای «آب» و - «پاییدن، نگهبانی کردن»؛ رویهمرفته به معنای «پاسگاه ِ (کرانهی ِ) آب» (پاسگاه ِ ساحلی ِ خلیج ِ فارس). و آخرین نمونه از این دست «قرقومعما» یا «قرقومعنا« است «دُرد ِ (کنجارهی ِ) روغن ِ زعفران»، که دیسهی ِ عربیدهی ِ واژهی ِ یونانی ِ krokomagma است، از krokos «زعفران» و magma «دُرد، کنجاره، روغن». این دارو در پزشکی ِ یونانی (جالینوس) به کار میرفته است.

به کوتاهی، چند نمونه هم از جایگزینی ِ واکهای ِ «غ» و «ط» در واژههایی که عربی از زبانهای بیگانه به وام گرفته، حال آنکه این آواها در زبان ِ اصلی وجود ندارند. از یونانی: فیثاغورث (Pythagoras قاطیغوریا (kategoria ارغنون (organon مغناطیس (magnesia-lithos اسطرلاب (astrolabos طالس (Thales ارسطو، ارسطاطالیس (Aristoteles). از فارسی: طاس (tašt طسّوج (tas y طسق (tašk طَبَق (tab k). از فرانسه در عربی ِ کنونی: غاز (gaz که در فارسی گاز است، حالتی از ماده (جامد، مایع، گاز).

بازگردیم به موضوع راهیابی واژهی ِ išk* به عربی. همچنین ممکن است که این واژه در آغازهای دوران اسلامی به عربی وارد شده باشد. از آنجا که لغتنویسان و کاتبان از خاستگاه ایرانی این واژه آگاهی نداشتهاند، که مفهوم «خواستن، جستجو کردن» را در بر دارد، آن را با عربی عَشَق، که «چسبیدن» است، درآمیختهاند. رویهمرفته، لغتنویسان سنتی بارها ریشههای عربی برای واژههای فارسی تراشیدهاند، بیشتر به سبب ناآگاهیشان، و شاید برخی در کوششهایشان برای عربیدن. امید است که این یادداشت کوتاه دوستداران زبان فارسی را سودمند افتد، و آغازی باشد برای پژوهشهای بیشتر در این زمینه. یکی از موضوعهای جالب در این رابطه کند-و-کاو در مفهوم عشق در عرفان ایرانی است، که عشق را با «جستجو» و «گشتن» پیوند میدهد. به یاد آورید منطقالطیر عطار و جستجوی مرغان را در طلب سیمرغ، یا بیت معروف مولوی را: هفت شهر عشق را عطار گشت ٭٭٭ ما هنوز اندر خم یک کوچهایم. آیا این مفهوم عشق هیچ پیوندی با ریشهی ایرانی عشق، که «خواستن» و «جُستن» است، ندارد؟ بررسی و جستجو در این زمینه بیرون از میدان پژوهشی نویسنده است .
ولی به نظر من ریشه ی عشق قلب ادماست # نویسنده عشق
۰۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق