دپ هون| عاشقانه|متن عاشقانه|پست عاشقانه|depheaven

دپ هون,هون دپ, سیک هون,عاشقانه,پست عاشقانه,متن عاشقانه,depheaven

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مطالب عاشقانه» ثبت شده است

کاش به از این بودیم

آدم هر قدر بیشتر بفهمد، تنهاتر می شود. 

یک عمر با ترس هایمان زندگی کردیم. با ترس هایی که توی مغزمان فرو کرده اند. این تنها چیزی است که یاد گرفته ایم. 

اگر از بچگی می گذاشتند وقتی دلمان می خواهد فریاد بزنیم و آن را توی گلویمان خفه نکنیم، وضعمان بهتر از این بود.

۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۵۴ ق.ظ نویسنده ی عشق
6 کتاب باموضوع عشق که حتما باید بخوانید

6 کتاب باموضوع عشق که حتما باید بخوانید


قصد داریم به معرفی 6 کتاب عاشقانه بپردازیم که مطمئنا از خواندن این کتاب های عشقی لذت خواهید برد.

عاشقانه ترین کتاب های دنیا

علیرغم چیزهایی که خیلی ها می گویند بیشتر کارهایی که مردم انجام می دهند به نام عشق است. زیرا عشق می تواند دنیا را زیر و رو کند، روی همه تاثیر بگذارد و حتی سرنوشت انسان را تغییر دهد.

در سرتاسر دنیا، افغانستان، ایتالیا، آلمان و آرژانتین زنانی هستند که تشخیص دادند بدون عشق نمی توانند به زندگی ادامه دهند. اکنون هر کدام از آن ها قطره ای در اقیانوس تغییرات هستند و برای هر چیزی آمادگی دارند.
کتاب هایی که امروز معرفی می کنم بازگو کننده داستان عشق به مثابه نیروی پیشران می باشند.

هزار خورشید تابان اثر خالد حسینی

عشق، حسی است شگفت انگیز، نهفته در بطن روح و رازی ممنوع که در انتظار شکوفایی است. این کتاب درباره عشق و جنگ است. درباره فداکاری ها و ازخودگذشتگی ها و درباره قدرت زن. این کتاب با تمام جدیت به ما امید می دهد. این امید که همه خوب هستند، شخصیت ها، خوانندگان و همه ما.


تنهایی اعداد اولیه اثر پائولو جوردانو

روزی روزگاری پسری منزوی و دختری تنها زندگی می کردند که از بی اشتهایی رنج می بردند. این دو زندگی خود را داشتند تا این که همدیگر را ملاقات کردند. آن دو به ناگهان دریافتند که تهدیدی قوی آن ها را درگیر می کند. عقیده پسر این بود که آن ها اعداد اولیه هستند، تنها و گمشده، آن ها می توانند در کنار یکدیگر باشند اما حقیقتا نمی توانند یکدیگر را لمس کنند.


عشق سال های وبا اثر گابریل گارسیا مارکز

آیا امکان دارد فردی که در دوره جوانی عاشق شده است آن عشق را برای همیشه با خود حمل کند و راهنمای تمام کارهایش قرار دهد؟ بله امکان دارد. سال ها می گذرد، مرزها تغییر می کنند اما هنوز این عشق پایدار است. زیرا هیچ چیزی سخت تر و در عین حال راحت تر از عشق وجود ندارد.


خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ

این کتاب تنها درباره عشق نیست بلکه درباره دوستی، درک متقابل و انتخاب نیز می باشد. آشوب و انقلاب، ایتالیا را در بر می گیرد و زندگی با عشق بسیار سخت و مشکل می شود. در این دوران پرآشوب عشق از طرفی قدرت می دهد و از طرف دیگر محدودیت ایجاد می کند. این کتاب سرشار از روشنایی و تلخی رویاهای تحقق نیافته است. در میان صفحات این کتاب حسی قابل تشخیص نهفته است که خوانندگان خود را به اشک وا می دارد.


بیمار انگلیسی اثر مایکل اونداتیه

جنگ به پایان رسیده است و زنی به همراه کودکانش در یک ویلای نیمه مخروبه زندگی می کنند. او از یک مرد انگلیسی سوخته نگهداری می کند تا سلامتش را به او بازگرداند. مرد انگلیسی اتفاقات زندگی اش و عشقی که روزی جان او را نجات می دهد را برای او بازگو می کند.


حس یک پایان اثر جولیان بارنز

وقتی عمر زیادی را پشت سر گذرانده باشی یادآوری گذشته بسیار لذت بخش می شود. تونی وبستر از آرامش لذت می برد و قسمتهای مختلفی از زندگی را به خاطر می آورد. ناگهان نامه ای دریافت می کند که تمام آرامش او را برهم می زند. صفحه ای در کتاب زندگی او بود که دلش می خواست آن را پاره کند و دور بریزد. او همین کار را کرد. گذشته، فراموش نشدنی و بی رحم است و زمان آن رسیده است که این صفحات را بار دیگر باز کنیم.
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۵۴ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ نویسنده ی عشق
تو را بی اندازه دوست دارم …

تو را بی اندازه دوست دارم …



دلم میخواهد تمامِ حسِ نابم را برایت بنویسم!

میدانی، گاهی دلم میخواهد از شدت این دوست داشتن بمیرم

میخواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم

یکی بود ، یکی … بیخیال …!!!

خلاصه اش میشود دوستت دارم

احساس مرا اندازه نگیر …

تو را بی اندازه دوست دارم … !

۱۲ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۵۹ ق.ظ نویسنده ی عشق
ﻣﻐــــــــﺮﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘـــــﻢ ..

ﻣﻐــــــــﺮﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘـــــﻢ ..

ﻣﻐــــــــﺮﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘـــــﻢ ..

ﻓﻘﻂ ﺩﻧﯿــــــﺎ ﺑﻬﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ

"تـــــــﻮﺟﻪ "ﺯﯾﺎﺩ

ﺑﯽتوﺟــــــــﻬﯽ ﻣﯿــــــﺎﺭﻩ......!!!

باهرکسی" گرم" میگیری

ﺟـــﻨـــﺒــﻪ نداﺭﻥ" ﺗﻪ" ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ...

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ " ﺑــَـــﺪ " ﺑﺎ ﺷﯽ !!! ...

ﺗﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺪﻭﻧﻦ " ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ " ﻭﻇﯿﻔﻪ ﻧﯿست.

۱۱ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۵۹ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
سه شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۴۴ ب.ظ نویسنده ی عشق
تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}

تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}


1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم  
                                                                               
- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
 
2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[1] عشق
دو جهان یک دانه پیش نَولِ[2] عشق
دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟
کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟
 
3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
آنکه او بسته غم و خنده بود
او بدین دو عاریت زنده بود
باغ سبز عشق، کو بی منتهاست  
جز غم و شادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت، برترست 
بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.
 
4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.
 
5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد
عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود       
 
6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
ای طبیبِ جمله علت هایِ ما
ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد
کوه، در رقص آمد و چالاک شد
 
7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.
 
8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.
در نگنجد عشق در گفت و شنید

عشق، دریایی ست قعرش ناپدید
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۴۴ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۰۹ ق.ظ نویسنده ی عشق
بحث عاشقانه :)

بحث عاشقانه :)


یَنـ ـی :

وقتــ ـی داره باهـ ـات بحـ ـث میکنـ ـه

چشـ ـاتـ ـو ریز کنـ ـی

بگـ ـی :


خاک بـــِ سرم ... بـ ـاز تو اخم کردی ؟

نگفتم بـ ـت نمیـ ـاد ؟! اصـ ـن گـ ـوش نمیدیـ ـا !

بعد تـ ـا بیاد چیزی بگـ ـه


بگـ ـی چـ ـی گفتـ ـی؟؟ دوسـ ـم داری؟! خب عزیزم منم دوســــ ـت دارم!...

اونــ ـوقت ِ که میــ ــتونی چونَشـ ـو بگیــری تـو دستـ ـت...

ســـرشـ ـو بگیــ ـری بــالا...

بگــی !


ببـ ــین !! مـَـ ـن عــ ــاشقتَـ ـم! تـ ـو کـَ ـلـَت فـ ـرو کـُن!

۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۹ ۱۹ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

تقصیر ما نیست ...

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن…

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند !
 
۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۱ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

دیگر دوست ندارم :(



دختر: سلام خوبی؟

پسر: صدا عشقمو بشنوم و بد باشم؟ 😉
 خعلییی خوبم...تو چطوری؟

دختر: منم خوبم...ببین من دارم از زندگیت میرم بیرون واسه همیشه....

پسر: سرکارم گذاشتی باز؟ 😃 جون عشقت اذیتم نکن....سرکارم،خیلی هم خستم...عشقمم نیست ماساژم بده یه خورده....

دختر: جدی میگم.

پسر: بسه دیگه...خب کجایی..چیکارا میکنی؟

دختر: من عاشقت نبودم...عشقم بهت دروغ بود.عاشقت نبودم....دیگه نه زنگ بزن نه اس بده.....

پسر: باورم نمیشه.

دختر: لعنتی چرا این قد بهم اعتماد داری؟

پسر: چون عشق منی...په ساکت شو...عشق من و تو پاک ترین و بی ریا ترین عشقه...په ساکت...

دختر: بسه..بسه... 😭

پسر: چی شده عشقم؟ گریه میکنی؟ عشق من چرا گریه میکنی؟ هااان!؟

دختر: منو ببخش...فقط ببخشم...نتونستم من....نتونستم... 😭

پسر: چی شده لامصب؟ با حرفات منو داغون نکن..با گریه هات خوردم نکن...خواهش میکنم....

دختر: خداحافظ 😭

پسر: زهر مار...خداحافظ نداشتیم...کاری نکن بیام دم خونتون بندازمت تو ماشین  یه جایی ببرمت که دست خدا هم بهت نرسه ها....😡

دختربا صدای بلندی فریاد زد: دیییگه دوووووووسسسسیت نداررررررم.....
و بعدش گوشی و قطع کرد......

همه جا چراغونی بود...🎉🎉
بوی اسپند کل فضا و پر کرده بود...
لبخندای پدرومادر دختر....شادی و کف زدنای فامیل.....همه چی به ظاهر

خوب بود....


ولی کی به فکر دل این دختر بود؟


کی به فکر اشکایی بود که زیر تور ریخته میشد.....؟!


کی به فکر دست یخ زده ی دختری بود که تو دست یه مرد دیگس!؟


کی به فکرش بود؟

۱۱ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق