دپ هون| عاشقانه|متن عاشقانه|پست عاشقانه|depheaven

دپ هون,هون دپ, سیک هون,عاشقانه,پست عاشقانه,متن عاشقانه,depheaven

عشق دروازه ملکوت





هر لحظه را به گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد.


عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست.

زندگی را تنها زمانی می‌شناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی.


اگر به شناخته چنگ بزنی، به ذهن چنگ زده‌ای و ذهن زندگی نیست.

بیشتر عشق بورز تا بیشتر شوی.. کمتر عشق بورزی، کمتر خواهی بود.


توان عشق ورزیدن تو، ترازوی سنجش توست و میزان عشق تو، ترازوی وجود تو.

تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن! تلاش نکن که عشق را بفهمی، عاشق شو!


و چنین است که خواهی دانست؛ این دانستن حاصل تجربه توست، این دانستن هرگز ویرانگر آن راز نیست.


هر چه بیشتر بدانی در می‌یابی که هنوز چیزهای بیشتر و بیشتری باقی‌است تا بدانی.

عشق والاترین هدیه خداست این هنر را بیاموز، ترانه عشق و جشن آن را بیاموز.


عشق نیازی بی چون و چراست، روح بی عشق قادر به حیات نیست.


عشق خوراک روح و سرآغاز هر آن چیزی است که بزرگ است؛ عشق دروازه ملکوت است.


۰۸ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۵۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

فَــقَط تـــ ــــو

مـــــیـــــــ ـان دِلتَنگــــــی هـــــایَــــــم باشــ ـــــــ تا فَراموشَـــ ـــت نَکــــــنــــــم



 

 

تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت

 

تا بویَـــ ــــت را حِــس کُــــنَـــــــم

 

تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی

 

تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمــــه

 

دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو

 

تا بِدانــــ ـــی میانِ ثانیــــ ـــه هایِ دِلـــتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ

 

فَــقَط تـــ ــــو

۰۷ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۵۳ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته !



بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته !


مردهای چشم چران

زن های خائن

دخترهای شــ ــهـ ـو تــ ــی

 پسرهای شــ ـهــ ـو تـــ ـی! …

پس چه شد … ؟


در این معرکه عشق کجاست :(


نه که نیست :| اتفاقا هست :) ولی داره نگاه میکنه به رابطه هایی که با خونه رفتن دختر تموم میشن :(


به عاشقتم هایی که برای نیاز جنسیشان به همدیگه میگن :(

به این هوسباز های شهر ...

 


چیدن یک سیـبـــــــ ـ و اینهمه تقـــاص ؟

بیچاره آدمــــــــــ . . . بیچاره آدمیتــــــــ . . .
۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۴ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

ارامشــــــــــی میخواهم :)



آرامشی میخواهم

خلوتی میخواهم...

تو باشی و من

در کنار هم

تو سکوت کنی و من گوش کنم

و من آرام بگویم *دوستت دارم*و تو گوش کنی

و آرام بگویی: من بیشتر

بودنت را دوست دارم

وقتی دست دور کمرم حلقه میکنی...

و مرا به آغوشت سفت میفشاری...و وادارم میکنی

که به هیچکس فکر نکنم...

جز تو...

۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۱۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

طعـــــــــم لبــــهایت



دلم برایت تنگ است


هیچ حرفی نزن


هیچ کاری نکن


تنها لبانت را بروی لبانم بگذار


طعم لبانت


دلتنگی ام را برطرف میکند

۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۴۳ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

می گویم با تو می مانم



می گویم با تو می مانم ، عاشقتر از همیشه ، فقط با تو ،


چون تنها تو سرپناه این قلب عاشق منی .


عشق من و تو ماندگار است ، تا ابد ، برای همیشه ، فقط با هم ، تنها در کنار هم.


زیباست کلام عشق ، شیرین است لحظه های با تو بودن ، فقط با تو ، و آن قلب مهربان تو.


عشق من و تو برای همیشه در خاطره ها و یادها می ماند ، یک عشق ابدی و بی پایان.


لبخند عشق همیشه بر لبان من جاریست ، فقط با تو ، و به عشق تو.

۰۵ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۲۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

زیبا ترین لذت




عــشـق ؛

زیـــــبـاتـــریــن لـــذّتـــیـست ..

کــه بـه وقــت ِ ارتـــکاب ِ آن ..

خـــــدا ،

بـــــرای ِ بـــــشر ..

ایــــستــاده “دســـت” مــــــیـزنــــد

 
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۲۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

همین مرا بس



تو که باشی !

من هستم!  

خوب، روان، آرام...

تو که باشی!

لبریز میشوم...  

از زندگی، شور، نشاط...

تو که باشی !  

تنهاییم بی معنی ست !  

یادم میرود...  

شاید ندانی!!

اما!  

تو که باشی!  

هستی ...  

و همین مرا بس!

۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق
چهارشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۰۸ ب.ظ نویسنده ی عشق
پست ثابت پاتوق عشق

پست ثابت پاتوق عشق



سایت عاشقانه در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد
 
در صورتی که مطلب یا مطالبی را ناقض قوانین جمهوری اسلامی ایران میدانید ، لینک مطلب به همراه توضیحات مربوطه را در بخش تماس با ما مطرح کنید تا پس از بررسی از سایت حذف شود
 
استفاده از مطالب سایت، همراه با ذکر نام صاحب اثر نشانه‌ اعتبار تارنمای شما و لینک به وب‌‌سایت عاشقانه نشانه ی معرفت شماست 

۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۰۸ ۱۰۸ نظر موافقین ۶۴ مخالفین ۱
نویسنده ی عشق

حس بودنت ...

حس بودنت...

قشنگ ترین حس دنیــــــاست...

تو کـه باشی ...

هر روز را ...

نــــــــــــــــــه...

هر ثانیه را عشـــــق است...❤



۰۴ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۴۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

شده شبیه تو تموم بی کسیم

  


شده شبیه تو تموم بی کسیم میخوام که یادت بیاد


به سمت من اگه دلت قدم نزد بذار خیالت بیاد


نگاه خیس من به یاد تو هنوز یه ابر بارونیه


این بغض لعنتی تو خاطرات من یه عمر زندونیه


برای من کسی شبیه تو نبود تو خلوتم با منی


با جای خالی همیشه بودنت دوباره زخم میزنی


بدون تو همیشه این سکوت و بی کسی شده تموم لحظه های من


نبودی و خیال تو تموم خاطرات تو نوشنه شد به پای من


شده شبیه تو تموم بی کسیم میخوام که یادت بیاد


به سمت من اگه دلت قدم نزد بذار خیالت بیاد


هوای گریه هام بدون تو پر از هوای پاییزیه


بدون تو اگه بیفتم از نفس بهای ناچیزیه


تمام زندگیم شبیه شعله ی اسیر خاکستره


چه فرقی میکنه بذار که از سرم خیال تو بگذره

۰۳ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۰۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

کاش میشد به خدا کمک کرد ...





کاش می شدزندگی‌ را تًف کرد

یک نفس عمیق میکشیدی

و انباشته‌های مغز و دلت را میکشیدی بیرون

غلظت یک عمر تردید را چند بار دور دهانت می‌‌چرخاندی

بعد با تمام قوا می‌... انداختی اش رویِ زمین

شاید از هم پاشیده شود زیرِ پای اولین رهگذرِ سر به هوا


کاش زندگی‌ مثل یک فحش رکیک بود

نثار کوچه‌های بن بست می‌‌کردی

نثارِ دیوار‌هایِ خاکستری این شهر

میگذاشتی حل شود در ناسزا و خشم مردم دیگر

سبک تر از همیشه بر می گشتی به خانه ات

شاعر می‌‌شدی

و روزگارت را اینبار با وزن و قافیه می‌‌سرودی

کاش زندگی‌ یک داستان بود

خوب یا بد

سر و تهش را یک جوری به هم می‌‌آوردی

بعد با خیالِ راحت تکیه میدادی به آخرین لحظات

و خوابِ روز‌های خوش می‌دیدی

کاش میشد رفت و یقه‌ ی خدا را گرفت

می‌پرسیدی  اسمِ این لعنتی را خودت به تنهایی زندگی‌ گذاشتی 

یا از کسی‌ کمک گرفته‌ای ؟؟

کاش می شد به خدا کمک کرد

زندگی‌ را برایِ آدم‌ها کمی‌ ساده تر کرد

۰۲ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق